maxin
Well-known member
به نام آفریدگار یگانه ...
" در این جستار به گفتگو پیرامون زبان های ایرانی می پردازیم ... "
::::::
خط نبطی که ادعا می شود مادر الفبا و خط ماست!
نمونه خط پهلوی اوستایی که ادعا می کنند خط پارسی ارتباطی به آن ندارد!ا
+
تاریخچه خط فارسی
دبیره و خط آریایی که بر پایه گفته داریوش در کتیبه بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبیرهای بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونی هایی پدید آوردند و به یاری آن دبیرههای پارتی اشکانی، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبهای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی (دین دبیره) و بسیاری دبیرهها و خطهای دیگر را پدیدآوردند.
دبیره فارسی که امروزه با آن سرگرم نوشتن هستیم و از روی ناآگاهی آن را خط عربی میخوانیم نیز، در راستای همین روند فَرگَشت و تکامل دبیره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبیره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشتهاند، میتوانستند بهتر از هر کس دبیره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آیینمند ساخته باشند. خطی که ما امروز به آن مینویسیم، دنبالهٔ خطهای پهلوی، اوستایی، مانوی و ... است که آنها نیز خود دنباله خط آریایی هستند که در زمان هخامنشیان و پیش از آن، در زمان مادها و شاید حتی در زمان زرتشت(6000ق.م) مورد استفاده قرار میگرفت.
میزان وامگیری الفبای فارسی امروز ما از دبیرههای باستانی ایرانی چنین است:
ایرانیان در سدههای نخستین اسلامی به خطهای مانوی و پهلوی مینوشتند. در همین حال ایرانیان مسلمان نظیر یزید فارسی تلاش کردند شیوه نوشتن قرآن را که به خط نبطی بود و در آن ابهامات زیادی بود بهبود بخشند. در خط سریانییا کوفی حروف بدون نقطه نوشته میشدند و مصوتهای کوتاه و برخی مصوتهای بلند مانند «ا» نوشته نمیشد. از آن رو که قرآن به زبان عربی بود، عربها در خواندن آن مشکلی نداشتند، ولی ایرانیان نمیتوانستند آن را بخوانند؛ ازاینرو ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند.(ابهام زدایی در بالا)
خطی که امروز زبان فارسی با آن نوشته میشود یا در هند و پاکستان متداول و مرسوم است و در سابق در کشور عثمانی نیز رواج داشتهاست، را نبایدخط عربی دانست؛ بلکه این خط که ابتدااز انبار به نجد عربستان رفته متحول گشته خط و الفبای مانوی است. با اندکی دخل و تصرف و نیم نگاهی به خطوط اوستایی و کمی پهلوی.
ترتیبِ الفبای فارسی در آغاز به صورت ابجد بودهاست و بسیاری از خط های دیگر، از جمله خط لاتین هم که برآمده و برگرفته از خطوط کهن پهلوی است، هنوز بر همان ردیف «ابجد» و «هوز» استوارند. تغییر شکل الفبای فارسی به صورت کنونی، پس از آن روی داد که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا، کوشیدند حروف همسان از نظر صورت و ردیف صوتی را در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را الفبای پیرآموز گذاشتند.
از پیشروان این کار ابن مقله و ابن موگلای شیرازی بود.
پس از آنکه عربها ایران را تسخیر کردند، چون بیشتر عربها خواندن و نوشتن نمیدانستند، ایرانیان را برای کارهای دیوانی استخدام کردند. ایرانیان دیوان سالار نیز که پی به مشکلات خط عربی برده بودند تلاش کردند شیوه نوشتار را بهبود بخشند. ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی، خط نوشتاری را تکامل بخشیدند. در واقع خط عربی و فارسی کنونی، خطی است در راستای ادامه تکامل و فرگشت الفبا در سرزمین ایران که از روی الفباهای مانوی و اوستایی و پهلوی ساخته شد.
اعراب خط نداشتهاند و خطی که از «حمیر» و «انبار» (استان انبار) به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافتهاست، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته میشدهاست. و چون آثار مخطوط در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته میشد، خطی که با آن، زبان عربی ثبت میگردید، به نام خط عربی مشهور گردید.
در روایات آمدهاست که نخستین کسی که به عربی چیزی نوشت مردی بود بنام مُرامِر بن مُرة از مردم انبار و از انبار کتابت عربی به جاهای دیگر گسترش یافت.
این مطلب از اصمعی که از علمای بنام لغت عربی است، روایت شدهاست. روایت دیگری هم در همین زمینه آمده که بدین مضمون است
«از قریش پرسیدند شما کتابت را از کجا آموختید؟ گفتند از انبار.» این روایت را ابن رسته در کتاب الاعلاق النفیسه آوردهاست.
بیهقی نیز در کتاب امحاسن و المساوی همین مطلب را بدین مضمون نقل کرد «نخستین کسی که به عربی چیزی نوشت مامر بن مرة از مردم انبار بود و از انبار در میان مردم منتشر گردید.»
در روایتی از ابنعباس نقل شدهاست که «انباریان از مردم حیره خط آموختهاند و یکی از آنها خط را به عبدالله بن جدعان و او به حرب بن امیه آموخته و خط حجازی قریشیان از این راه پدید آمدهاست.» چنانکه ملاحظه میشود در این روایت هم مأخذ اصلی خط حجازی قریشی همچنان انبار معرفی شدهاست....
+
و به دنبال آن :
" در این جستار به گفتگو پیرامون زبان های ایرانی می پردازیم ... "
::::::
نمونه خط پهلوی اوستایی که ادعا می کنند خط پارسی ارتباطی به آن ندارد!ا
تاریخچه خط فارسی
دبیره و خط آریایی که بر پایه گفته داریوش در کتیبه بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبیرهای بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونی هایی پدید آوردند و به یاری آن دبیرههای پارتی اشکانی، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبهای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی (دین دبیره) و بسیاری دبیرهها و خطهای دیگر را پدیدآوردند.
دبیره فارسی که امروزه با آن سرگرم نوشتن هستیم و از روی ناآگاهی آن را خط عربی میخوانیم نیز، در راستای همین روند فَرگَشت و تکامل دبیره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبیره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشتهاند، میتوانستند بهتر از هر کس دبیره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آیینمند ساخته باشند. خطی که ما امروز به آن مینویسیم، دنبالهٔ خطهای پهلوی، اوستایی، مانوی و ... است که آنها نیز خود دنباله خط آریایی هستند که در زمان هخامنشیان و پیش از آن، در زمان مادها و شاید حتی در زمان زرتشت(6000ق.م) مورد استفاده قرار میگرفت.
میزان وامگیری الفبای فارسی امروز ما از دبیرههای باستانی ایرانی چنین است:
- پنجاه درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیرهٔ مانوی است. مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و... .
- سی درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره اوستایی است. مانند حروف ب، ر، ز، غ، و ... .
- هشت درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره پهلویست مانند حرف ل.
- همچنین دوازده درصد از حروف الفبای فارسی بدون ارتباط با سه الفبای مانوی، اوستایی و پهلوی هستند و پس از اسلام به دست دبیره نویسان ایرانی دربار خلفای عباسی ساخته شدهاند مانند حروف ط، ظ، ی، و... .
ایرانیان در سدههای نخستین اسلامی به خطهای مانوی و پهلوی مینوشتند. در همین حال ایرانیان مسلمان نظیر یزید فارسی تلاش کردند شیوه نوشتن قرآن را که به خط نبطی بود و در آن ابهامات زیادی بود بهبود بخشند. در خط سریانییا کوفی حروف بدون نقطه نوشته میشدند و مصوتهای کوتاه و برخی مصوتهای بلند مانند «ا» نوشته نمیشد. از آن رو که قرآن به زبان عربی بود، عربها در خواندن آن مشکلی نداشتند، ولی ایرانیان نمیتوانستند آن را بخوانند؛ ازاینرو ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند.(ابهام زدایی در بالا)
خطی که امروز زبان فارسی با آن نوشته میشود یا در هند و پاکستان متداول و مرسوم است و در سابق در کشور عثمانی نیز رواج داشتهاست، را نبایدخط عربی دانست؛ بلکه این خط که ابتدااز انبار به نجد عربستان رفته متحول گشته خط و الفبای مانوی است. با اندکی دخل و تصرف و نیم نگاهی به خطوط اوستایی و کمی پهلوی.
ترتیبِ الفبای فارسی در آغاز به صورت ابجد بودهاست و بسیاری از خط های دیگر، از جمله خط لاتین هم که برآمده و برگرفته از خطوط کهن پهلوی است، هنوز بر همان ردیف «ابجد» و «هوز» استوارند. تغییر شکل الفبای فارسی به صورت کنونی، پس از آن روی داد که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا، کوشیدند حروف همسان از نظر صورت و ردیف صوتی را در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را الفبای پیرآموز گذاشتند.
از پیشروان این کار ابن مقله و ابن موگلای شیرازی بود.
پس از آنکه عربها ایران را تسخیر کردند، چون بیشتر عربها خواندن و نوشتن نمیدانستند، ایرانیان را برای کارهای دیوانی استخدام کردند. ایرانیان دیوان سالار نیز که پی به مشکلات خط عربی برده بودند تلاش کردند شیوه نوشتار را بهبود بخشند. ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی، خط نوشتاری را تکامل بخشیدند. در واقع خط عربی و فارسی کنونی، خطی است در راستای ادامه تکامل و فرگشت الفبا در سرزمین ایران که از روی الفباهای مانوی و اوستایی و پهلوی ساخته شد.
اعراب خط نداشتهاند و خطی که از «حمیر» و «انبار» (استان انبار) به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافتهاست، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته میشدهاست. و چون آثار مخطوط در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته میشد، خطی که با آن، زبان عربی ثبت میگردید، به نام خط عربی مشهور گردید.
در روایات آمدهاست که نخستین کسی که به عربی چیزی نوشت مردی بود بنام مُرامِر بن مُرة از مردم انبار و از انبار کتابت عربی به جاهای دیگر گسترش یافت.
این مطلب از اصمعی که از علمای بنام لغت عربی است، روایت شدهاست. روایت دیگری هم در همین زمینه آمده که بدین مضمون است
«از قریش پرسیدند شما کتابت را از کجا آموختید؟ گفتند از انبار.» این روایت را ابن رسته در کتاب الاعلاق النفیسه آوردهاست.
بیهقی نیز در کتاب امحاسن و المساوی همین مطلب را بدین مضمون نقل کرد «نخستین کسی که به عربی چیزی نوشت مامر بن مرة از مردم انبار بود و از انبار در میان مردم منتشر گردید.»
در روایتی از ابنعباس نقل شدهاست که «انباریان از مردم حیره خط آموختهاند و یکی از آنها خط را به عبدالله بن جدعان و او به حرب بن امیه آموخته و خط حجازی قریشیان از این راه پدید آمدهاست.» چنانکه ملاحظه میشود در این روایت هم مأخذ اصلی خط حجازی قریشی همچنان انبار معرفی شدهاست....
+
| جهانشاه درخشانی که نظریه ی بومی بودن آریاییان در فلات ایران را مطرح کرده است، اعتقاد دارد که ارتّه باید جایگاه آریایی هایی همچون پارس ها و مادها باشد. تا پیش از این گمان می شد کهن ترین سند مربوط به حضور آنها در منطقه مربوط به قرن 8 پیش از میلاد و اندکی پیش از آن است (بنا بر متون آشوری)، اما درخشانی می گوید که این حضور بسیار پیش از این تاریخ در منابع بین النهرینی هم آمده است، برای مثال او به نام پرشی یا parhasi اشاره می کند و آنها را با اسناد متقن همان پارسیان باستانی می خواند که در هزاره سوم پیش از میلاد حوالی جیرفت کنونی می زیسته اند، هرچند مجیدزاده هم این منطقه را ارتّه می داند، اما اشاره ای به آریاییان نکرده است. درضمن این نکته ی دور از نظر مانده را هم باید یادآور شد که هرودوت، تاریخ نگار یونان باستان آورده است که پارسیان در گذشته خود را Artaians یا Artaioi می خوانده اند. از این رو شاید ارتّه و پَرَشی یکسان و در جیرفت کنونی بوده اند. یعنی ارتّه موطن اصلی آریایی های نخستین باشد |
و به دنبال آن :
| در 1973 گروه باستان شناسی که تل ملیان در استان فارس (در فاصله 550-600 کیلومتری جنوب شرق اوروک) را کاوش می کردند، اظهار کردند که این منطقه ی باستانی باید همان انشان عیلامی باشد، هرچند به طور دقیق نمی توان این مدعا را اثبات کرد، اما مطمئناً انشان باستانی در همین محدوده و در میان کوه های استان فارس قرار داشته است. با این اوصاف ارتّه باید جایی در استان های جنوبی ایران باشد، همچون شهر سوخته زابل و شهداد کرمان بوده باشد. با توجه به کشف تمدن جیرفت در سال های اخیر (2000-2001) و با استناد به ریشه های بسیار قوی تمدنی این منطقه و همسانی ظواهر آن با ارتّه ی متون سومری، دکتر یوسف مجیدزاده، سرپرست هیات کاوش های باستانی جیرفت، این تمدن را همان ارتّه ی باستانی می داند. |