بچه ها بیایید اینجا رو ببینید...................

arshad246

New member
اگه بهم بگن فردا عروسیته!!--- پس ازدواج زورکیه! عاقا (عاقای غلوم علی این تازیک نیست؟)نمی خام مگه زوره !

چون خودشون بریدن و خودشون دوختن !
من باید به بقیه بگم فردا عروسیمه نه دیگران برام خبر بیارن که فردا عروسیته

عگه گفتید این رو کی گفته؟
معلومه دوست عزیزمون عاقای غلوم علی نوری نیرو به توان الکی بحرف!از اینجا پیداش کردم http://olumpezeshki.ir/forum/thread6413-3.html
خدا دمت گرم اول ماه رمضونی دم اینو دادی به تله!
کیا یادشونه این عاقای نسبتا محترم به من گفن این عایا رو از کجا اوردی؟تو تاپیک عایا من غمم رو دوست دارم!!!اگه دوس دارید بدونید این عاقا چطور دروغ میگه و از کی لحن نوشتن پر از اشتبای ادبیش تغییر کرده یه سر به این تاپیک هم بزنید http://olumpezeshki.ir/forum/thread7815-2.html
 
آخرین ویرایش:

arshad246

New member
عاقا یه خاطره هم براتون بگم،عارزم خدمت دوستان گلم این داستان مربوت به ترم اول کارشناسیم میشه!
خابگاه رفتیم گفتن جا نداریم(طبق معمول همه خابگاه دادناشون)بعد کلی دردسر ما رو اجباری بردن به یه اتاق که چشتون روز بد نبینه معرفی کردن!منم چون جا نبود سفت چسبیدم به این اتاقه!از اینا بگذریم میخام برم سر اصل مطلب که یکی از هم اتاقیام بود!عاقا این پسر خیلی خوبی بود اما یه مشکل داشت گاهی فضایی میشد!اونوقتم که فضایی میشد تبدیل میشد به یه عارف،اسلام شناس و ایرانپرست و اینکه لحنشم ادبی میشد!اتفاقا کتاب اقای زرین کوب(2قرن سکوت) رو هم داشت ومطالعه میکرد!
نکته داستان:دیدن مطالب آقای غلامعلی نوری نیرو من رو یاد این هم اتاقی اجباری میندازه ناخوداگاه عایاها شدیدا!دوست عزیز عاقای نوری ایشالابتون بر نمیخوره چون خیلی خودتون رو با جنبه نشون دادید!!!!!!!!!!!!
شاید از دستتون در رفته که اون متن بالایی رو که نقل قول گرفتم عامیانه نوشتید همونطور که من گاهی از دستم در میره متن ادبی مینویسم!تازیک مازیک!!!!!!!!!!!!!!!!
 
بالا