به تو نامه می نویسم

mohammad63

Well-known member
قبل از خواندن این مطلب برای شادی روح زنده یاد خسرو شکیبایی صلواتی بفرستید

سلام!
حال همه*ی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی*سبب می*گويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می*گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی*جفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بی*درمان!


تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می*دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه*ی باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديده*ام خانه*ئی خريده*ام
بی*پرده، بی*پنجره، بی*در، بی*ديوار ... هی بخند!
بی*پرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچه*ی ما می*گذرد
باد بوی نامهای کسان من می*دهد
يادت می*آيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه ری*را جان
نامه*ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می*نويسم
حال همه*ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

به من سر بزنید نقطه. سر خط ...MOHAMMADGOLALI
 
بالا