]هولوکاست به چه واقعهای اطلاق میشود؟
به کشتار و نسل کشی یهودیان در دوران جنگ جهانی دوم، هولوکاست گفته می شود. بعضی از منابع گفتهاند که دو سوم جمعیت یهودیان در آن زمان کشته شدند و برخی اعداد و ارقام دیگری به کار بردهاند.
دو دسته نظریه درباره هولوکاست وجود دارد:
دسته اول: هولوکاست را باور دارند و به آن پایبند هستند و عاملان آن را افرادی شرور و خالی از انسانیت میبینند.
دسته دوم: هولوکاست را انکار میکنند (به آنها "تجدید نظر طلبان در هولوکاست" هم گفته میشود) و میگویند که هولوکاست، اتفاق نیفتاده و یا در آن بزرگ نمایی شده است.
البته عدهای بر این باورند که هولوکاست اتفاق افتاده ولی باعث و بانی آن، پولداران و ثروتمندان یهودی بودند که برای تصرف اراضی (و یا ایجاد سرزمین موعود یهودی) به هیتلر پول دادند تا یهودیان فقیر را بکشد.
مدارکی که برای اثبات نظریه اول به کار برده میشود:
منابعی از جمله خاطرات مقامات حزب نازی، نجات یافتگان از اردوگاههای نازی ها، اسنادی که دولت نازی فرصت از بین بردنشان را نداشت، گورهای دسته جمعی و ... وجود دارند که برای بررسی هولوکاست از آنها استفاده میشود.
و اما مدارکی که برای اثبات نظریه دوم به کار برده میشود:
1. در میان مدارک بدست آمده از آلمان پس از سقوط، حتی یک سند وجود ندارد که به عنوان دستور کشتار یهودیان از سوی مقامات به افسران تلقی شود.
2. ظرفیت کورههای جسد سوزی (و نه آدم سوزی) کشف شده، حتی به اندازه سوزاندن اجسادی که به دلیل گرسنگی و بیماری فوت شده بودند نیز نبوده است.
3.از روشهای ادعایی کشتار، هیچ مدرکی در دادگاهها موجود نیست. برای مثال از هزاران کامیونی که ادعا میشود دارای اتاق گاز بوده و بازداشت شدگان را در حال انتقال خفه میکردهاند، حتی یک نمونه به عنوان مدرک به هیچ دادگاهی ارائه نگردیده است.
4.استفاده از گاز سیانور (سیکلون ب) برای کشتار مردم مقرون به صرفه نمیباشد. این شیوه اعدام در آمریکا، گرانترین شیوه اعدام محسوب میشود.
5.وینستون چرچیل، نخست وزیر بریتانیا، و دوایت آیزنهاور، رییس جمهور آمریکا، در کتابهای خاطرات خود از جزییات دوران جنگ، هیچ اشارهای به وجود اتاقهای موسوم به گاز نداشتهاند.
6.بیماری باکتریایی تیفوس در آن زمان شیوع داشت و تصاویر اجساد بسیار لاغر مردگان نیز شاهد بر همین ماجراست. دولت برای جلوگیری از گسترش پخش این میکروب کشنده اجساد مردگان را میسوزاند.
برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اقتباسی در سال 2003
برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی از جشنواره BAFTA در سال 2003
«رومن پولانسكی» کارگردان فیلم،جزء کسایی هست که تو این دوره از جنگ بوده و حتی مادرش رو تو بمب باران ورشو از دست داده.
از بازی «آدریان برودی» هم واقعا" نمیشه گذشت
فیلم بر مبنای داستان واقعی زندگی نوازنده پیانوی یهودی، ولادیسلاو اشپیلمن در دوران جنگ جهانی دوم در لهستان و اشغال این کشور توسط آلمان به قلم خودش ساخته شده است. وی در آن دوران آثار موسیقی شوپن را در ایستگاه رادیویی ورشو مینواخت.اما با حمله نازی ها ...
Photo:..
اگر مینونید حتما این قیلمو ببینید
"127 ساعت فیلم اکشنی است که قهرمانش در یک مکان ساکن است"
مطمئنا تعریف کردن داستانی درباره صخره نوردی که به مدت 127 ساعت در لابه لای صخره ها گیر می افتد کار آسانی نیست. چون تنها چیزهایی که احتمالا برای نمایش وجود داشته اند عبارتند از "جناب صخره نورد، یک ساک دستی که محتوی وسایل ضروری اوست و محیطی که او در آن گیر افتاده. اما چیز دیگری هم باید به این موارد اضافه کنیم و اون هم چیزی نیست جز خلاقیت کارگردان این فیلم آقای "دنی بویل". خود او در مورد فیلمش می گه "127 ساعت فیلم اکشنی است که قهرمانش در یک مکان ساکن است".
این فیلم داستان یک ماجرای واقعی رو تعریف می کنه : "آرون رالستون" (با بازیه جیمز فرانکو) که به صخره نوری عشق می ورزه در یکی از ماجراجویی هاش، دستش بین یک دو تخته سنگ گیر می کنه. هیچ کس دور و بر نیست تا ازش کمک بخواد و اینکه به کسی در مورد اینکه کجا می ره هم اطلاعی نداده. حالا آرون در موقعیت بدی قرار گرفته و باید سعی کنه با مقدار کمی آب و وسایلی که در کیفش داره برای بقا تلاش کنه.
استیون اسپیلبرگ با انتخاب فیلم اگر می تونی منو بگیر خیلی ها را غافلگیر کرد. با این حال فیلم اصلا کار کوچکی نیست و مشکلات خاص خودش را می توان براحتی حدس زد. فیلم از روی داستانی واقعی نوشته فرانک آبگ نیل ساخته شده است.
شاید انتخاب یک بازیگر توانا و قدرتمند که در عین حال بتوان سن او را بجای یک پسر 17 ساله دهه 60 آمریکا جا زد کار خیلی سختی به نظر برسد اما اسپیلبرگ با استفاده از دی کاپریو با آن چهره معصوم کودکانه نشان داد که بسیار تیزهوش و حرفه ای است. اسپیلبرگ در این باره می گوید: «باید بگویم که موقعیت خوبی بود تا با بازیگری که همیشه تحسینش می کردم کار کنم و آن بازیگر جوان لئوناردو دی کاپریو است. من از آن زمان که لئو در هنگام اکران تایتانیک عکس و امضایش را به دختر کوچکم ساشا داد، به تواضع او پی بردم.» حضور تام هنکس به عنوان مامور اف بی آی سمج نیز در نوع خود جالب توجه است.
نمایی از فیلم :
این فیلم داستان جوانی به نام فرانک ابیگنل پسر ( لئوناردو دی کاپریو ) است که تا قبل از بیست سالگی توانسته بود به یکی از بزرگترین کلاهبرداران عصر خود تبدیل شود و میلیونها دلار از طریق جعل چک از بانکهای مختلف برداشت کند. همچنین خود را به عنوان خلبان ، پزشک و وکیل جا بزند. از طرف دیگر کاراگاهی از اف بی آی به نام کارل هانریتی ( تام هنکس ) به دنبال اوست ولی همیشه از او عقب می ماند
]هولوکاست به چه واقعهای اطلاق میشود؟
به کشتار و نسل کشی یهودیان در دوران جنگ جهانی دوم، هولوکاست گفته می شود. بعضی از منابع گفتهاند که دو سوم جمعیت یهودیان در آن زمان کشته شدند و برخی اعداد و ارقام دیگری به کار بردهاند.
دو دسته نظریه درباره هولوکاست وجود دارد:
دسته اول: هولوکاست را باور دارند و به آن پایبند هستند و عاملان آن را افرادی شرور و خالی از انسانیت میبینند.
دسته دوم: هولوکاست را انکار میکنند (به آنها "تجدید نظر طلبان در هولوکاست" هم گفته میشود) و میگویند که هولوکاست، اتفاق نیفتاده و یا در آن بزرگ نمایی شده است.
البته عدهای بر این باورند که هولوکاست اتفاق افتاده ولی باعث و بانی آن، پولداران و ثروتمندان یهودی بودند که برای تصرف اراضی (و یا ایجاد سرزمین موعود یهودی) به هیتلر پول دادند تا یهودیان فقیر را بکشد.
مدارکی که برای اثبات نظریه اول به کار برده میشود:
منابعی از جمله خاطرات مقامات حزب نازی، نجات یافتگان از اردوگاههای نازی ها، اسنادی که دولت نازی فرصت از بین بردنشان را نداشت، گورهای دسته جمعی و ... وجود دارند که برای بررسی هولوکاست از آنها استفاده میشود.
و اما مدارکی که برای اثبات نظریه دوم به کار برده میشود:
1. در میان مدارک بدست آمده از آلمان پس از سقوط، حتی یک سند وجود ندارد که به عنوان دستور کشتار یهودیان از سوی مقامات به افسران تلقی شود.
2. ظرفیت کورههای جسد سوزی (و نه آدم سوزی) کشف شده، حتی به اندازه سوزاندن اجسادی که به دلیل گرسنگی و بیماری فوت شده بودند نیز نبوده است.
3.از روشهای ادعایی کشتار، هیچ مدرکی در دادگاهها موجود نیست. برای مثال از هزاران کامیونی که ادعا میشود دارای اتاق گاز بوده و بازداشت شدگان را در حال انتقال خفه میکردهاند، حتی یک نمونه به عنوان مدرک به هیچ دادگاهی ارائه نگردیده است.
4.استفاده از گاز سیانور (سیکلون ب) برای کشتار مردم مقرون به صرفه نمیباشد. این شیوه اعدام در آمریکا، گرانترین شیوه اعدام محسوب میشود.
5.وینستون چرچیل، نخست وزیر بریتانیا، و دوایت آیزنهاور، رییس جمهور آمریکا، در کتابهای خاطرات خود از جزییات دوران جنگ، هیچ اشارهای به وجود اتاقهای موسوم به گاز نداشتهاند.
6.بیماری باکتریایی تیفوس در آن زمان شیوع داشت و تصاویر اجساد بسیار لاغر مردگان نیز شاهد بر همین ماجراست. دولت برای جلوگیری از گسترش پخش این میکروب کشنده اجساد مردگان را میسوزاند.
برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اقتباسی در سال 2003
برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی از جشنواره BAFTA در سال 2003
«رومن پولانسكی» کارگردان فیلم،جزء کسایی هست که تو این دوره از جنگ بوده و حتی مادرش رو تو بمب باران ورشو از دست داده.
از بازی «آدریان برودی» هم واقعا" نمیشه گذشت
فیلم بر مبنای داستان واقعی زندگی نوازنده پیانوی یهودی، ولادیسلاو اشپیلمن در دوران جنگ جهانی دوم در لهستان و اشغال این کشور توسط آلمان به قلم خودش ساخته شده است. وی در آن دوران آثار موسیقی شوپن را در ایستگاه رادیویی ورشو مینواخت.اما با حمله نازی ها ...
Photo:..
من فیلم هارو با پوستر معرفی میکنم واسه کسایی که به فیلم وعلاقه دادن و ارزش واقعی فیلمهای خوبو میدونن هرچند دیگه نیخواستم پست بزارم مرسی از کسایی که توجه دارن
بخشی از گفت وگوی هالیوود ریپورتر با «کوئنتین تارانتینو» :
«...من ممکن است تاریخ را جابجا کنم. در لعنتی های بی آبرو من واقعا تاریخ را در یک کاسه آب ریختم و تکانش دادم و هیچ اتفاقی هم نیفتاد. من فیلم تاریخی صرف نساختم. نگرشم از جنگ را بیان کردم.قصه تعدادی از آدم هایی را روایت کردم که از دو جنس متفاوت بودند: بدهای نامرد و بدذات و خبیث و طرف دیگر خوب های بدذات و نامرد(می خندد). قرار من این بود که قصه و تاریخ را با هم در کنار یکدیگر روایت کنم. یعنی قصه و تاریخ را باهم درآمیختم. حالا شما ممکن است کمی تا قسمتی تاریخ را هم عوض کنید. فیلم های من منابع تاریخی دانشگاهی و آکادمیک که نیستند. هستند؟! اصلا بگذار اینجور بگویم: من فقط بلدم قصه های عامه پسند بگویم...»
فيلم در جشنواره ي كن با انتقادات و همچنين تمجيدات مختلفي روبرو شد و توانست كانديد نخل طلايي (بهترين فيلم) و نيز برنده ي جايزه ي بهترين مکمل بازيگر مرد براي كريستوفر والتز شود.
حدود یك سال مانده به پایان جنگ جهانی دوم / چند سرباز آمریكایی كه همگی یهودی اند تحت فرمانده ای آلدو رین ( براد پیت ) سر از فرانسه در می آورند كه تحت اشغال نظامی آلمان است. وظیفه آنها به وجود آوردن موجی عظیم از ترس و وحشت و ارعاب در میان سربازان آلمانی است. آلدو رین دست افرادش را باز گذاشته تا با سر بریدن آلمانی ها، پوست سر كندن، چاقو كاری و هر عمل دیگری به آلمانی ها بفهمانند چنین سرنوشتی در انتظار بقیه آنهاست .در این گیر و دار عملیات و هویت گروه لو میرود و...
ویرواوژی عزیز برو تو سایتآپلود عکس عکس مورد نظرتو brows kon برای اندازه هاشم میتونی تو قسمت گزینه اپلود نتظیم کنی
و نیازی نیس که تو قسمت اضافه کردن عکس واردش کنی بیا همینجا و paste kon.همین
برای من بیش از هر چیز این نکته از فیلم ارزشمند بود، صورتهای دو بازیگر اصلی. کمتر بازیگرانی در دنیا مانند این زن و مرد صورتهایی اینچنین پراحساس دارند. میخندند، عصبانی میشوند و یا گریه میکنند فرقی ندارد. آدم میخواهد یک دل سیر نگاهشان کند. جذاباند و گیرا. ژان دوژاردین و برنیس بژو.
کارگردان: مایکل هازاناویسیوس
نویسنده: مایکل هازاناویسیوس
بازیگران: ژان دوژاردین، برنیس بژو و جان گودمن
خلاصه داستان: در سال ۱۹۲۷ در هالیوود ستاره فیلمهای صامت، جورج والنتین با ورود صدا به سینما به حاشیه رانده میشود. حالا دختری که او را دوست دارد و جورج باعث ورودش به سینما شده ستاره جدید سینماست ...
درجه فیلم: PG-13
کشور سازنده: فرانسه و بلژیک
امتیاز در IMDB: 8.4
امتیاز در METACRITIC: 89
امتیاز در ROTTENTOMATOES: 97
بودجه: حدود 15 میلیون دلار
فروش در آمریکا: 28.590.065 دلار
فروش جهانی: حدود 73 میلیون و دویست هزار دلار
جوایز فیلم:
نامزد ده جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه غیراقتباسی، بهترین بازیگر مرد نقش اصلی (ژان دوژاردین)، بهترین بازیگر زن نقش مکمل (برنیس بژو)، بهترین موسیقی متن، بهترین فیلمبرداری
برنده ۴ جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین فیلمبرداری از جوایز اسپریت
برنده هفت جایزه بفتا از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد نقش اصلی، بهترین فیملنامه غیر اقتباسی
برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین موسیقی متن از انجمن منتقدان فیلم بوستون
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم کن
برنده جایزه بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی از انجمن منتقدان فیلم شیکاگو
برنده جایزه بهترین کارگردانی سال از انجمن کارگردانان آمریکا
برنده جایزه بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی از حلقه منتقدان فیلم فلوریدا
برنده سه جایزه گلدنگلوب بهترین فیلم کمدی موزیکال، بهترین موسیقی متن و بهترین بازیگر مرد نقش اصلی در یک فیلم کمدی – موزیکال
برنده جوایز بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد و بهترین کارگردانی از حلقه منتقدان فیلم لندن
برنده جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردان و رتبه سوم بهترین بازیگر مرد از حلقه منتقدان فیلم نیویورک
برنده جایزه بهترین فیلم سال از انجمن تهیهکنندگان آمریکا
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال از انجمن بازیگران آمریکا
فیلم داستان یک پدر و دو فرزنده پسرش رو تعریف می کنه. "تام" (تام هاردی) که یک سرباز سابق ارتشه و به تازگی به خونه برگشته و کلاً آدم خیلی بی قرار و خشنی نشون می ده. "برندن" (جوئل اگرتون) که برادر بزرگتر خانوادست و اکنون با زن و دو دختر کوچکش زندگی می کنه و در آخر پدرشان "پدی" (نیک نولت) که یک کهنه سربار و سپس فردی الکی بوده و الان در حال ترک به سر می بره. این خانواده که مشکلات اساسی با هم دارند و خیلی وقته که همدیگه رو ندیدند با ورود دوباره "تام" به شهر وضعیت جدیدی پیدا میکنند. "تام" که فهمیده در دور جدید مسابقات MMA (ورزش رزمی مختلط) به برنده 5 میلیون دلار می دهند می خواد که در این مسابقات شرکت کنه و از پدرش می خواد که در این مورد مربی اش باشه. اما او همچنان خشم قدیمی رو از پدرش در سینه داره و بهش می گه که این فقط یک رابطه مربی و شاگرده و نه چیز دیگه. از طرف دیگه "برندن" که یک مبارز سابق UFC و در حال حاضر معلم فیزیک دبیرستانه دچار مشکلات مالی می شه و در شرف از دست دادن خونه اش قرار می گیره. حالا او هم تصمیم می گیره که به خاطر جایزه 5 میلیون دلاری به این مسابقات بیاد و ناگفته پیداست که رویارویی دو برادر در این مسابقات مشکلات خودش رو رقم می زنه و ..
گه اهل فیلم های خاص هستید یا فیلم به سبک 21 گرم(نه در حد اون) دوست دارید ، پیشنهاد میکنم فیلم هیچ کجا هیچ کس که در کل سینما های ایران اکران هست رو از دست ندید
بازیگران خوبی مثل کیانیان و فروتن در کنار جوان ترین کارگردان موفق ایران شیبانی در فیلم کار کردن و ارزش داره حتما ببینید
هیچ کجا هیچ کس قصه ی رابطه های دچار سوء تفاهم و به تبع آن به انزوا رسیده است. در این فیلم انسان ها تنهایی را به حضور دیگرانی گره می زنند که نه تنها التیامی بر زخم شان نیست که افزاینده ی رنج ناشی از رها شدگی ست .
فیلم هیچ کجا هیچ کس روایتی خطی و ساده ندارد چرا که شخصیت های فیلم نیز قرار نیست با هم رو راست باشند این فیلم پاره پاره مخاطبش را به عمق اتفاق ها می کشد و مدام به بیننده اش متذکر می شود که هرکدام از این کاراکترها می توانی تو باشی و یا همین الان هستی پس درست تصمیم بگیر.
هیچ کجا هیچ کس همه جا برای همه کس ممکن است اتفاق بیفتد .
فیلم داستان یک پدر و دو فرزنده پسرش رو تعریف می کنه. "تام" (تام هاردی) که یک سرباز سابق ارتشه و به تازگی به خونه برگشته و کلاً آدم خیلی بی قرار و خشنی نشون می ده. "برندن" (جوئل اگرتون) که برادر بزرگتر خانوادست و اکنون با زن و دو دختر کوچکش زندگی می کنه و در آخر پدرشان "پدی" (نیک نولت) که یک کهنه سربار و سپس فردی الکی بوده و الان در حال ترک به سر می بره. این خانواده که مشکلات اساسی با هم دارند و خیلی وقته که همدیگه رو ندیدند با ورود دوباره "تام" به شهر وضعیت جدیدی پیدا میکنند. "تام" که فهمیده در دور جدید مسابقات MMA (ورزش رزمی مختلط) به برنده 5 میلیون دلار می دهند می خواد که در این مسابقات شرکت کنه و از پدرش می خواد که در این مورد مربی اش باشه. اما او همچنان خشم قدیمی رو از پدرش در سینه داره و بهش می گه که این فقط یک رابطه مربی و شاگرده و نه چیز دیگه. از طرف دیگه "برندن" که یک مبارز سابق UFC و در حال حاضر معلم فیزیک دبیرستانه دچار مشکلات مالی می شه و در شرف از دست دادن خونه اش قرار می گیره. حالا او هم تصمیم می گیره که به خاطر جایزه 5 میلیون دلاری به این مسابقات بیاد و ناگفته پیداست که رویارویی دو برادر در این مسابقات مشکلات خودش رو رقم می زنه و .. [/QUOTE
"جدا مانده" اثر کارگردان افسانه ای سینمای آمریکا ، "مارتین اسکورسیزی" است.بازسازی شده یک فیلم جنایی محصول کشور هنک کنگ به کارگردانی "آندرو لائو" است.داستان فیلم هنگ کنگی اشاره به آخرین درجه جهنم به اقتباس از مذهب بودا می کند که معنی مستقیم آن از چینی "راه بدون توقف" می شود. آن فیلم در هنگ کنگ به عنوان معجزه در فروش گیشۀ سینما اطلاق شد چرا که در آن دوره از زمان (سال 2002) سینمای هنگ کنگ دچار بیماری بود و این فیلم به عنوان استثنا و ناجی تلقی شد.
یکی از ماموران اداره پلیس شهر بوستون به اسم بیلی کاستیگان (ليوناردو دى كاپريو) از سوی دو تن از فرماندهانش یعنی کاپیتان کوئینان (مارتين شين)و سرجوخه دیگنام ( مارك والبرگ) ماموریت پیدا می کند تا بصورت ناشناس در تشکیلات یک باند گانگستری بسیار مهم و خطرناک که رهبری آن برعهده فردی به اسم فرانک کاستلو (درجك نيكلسن) است نفوذ نماید تا خبرهای آنجا را به اداره پلیس منتقل کند. از سوی دیگر یکی از افراد مهم و وفادار به کاستلو به اسم کالین سالیوان (مت ديمن) بعنوان یک پلیس به اداره پلیس شهر می پیوندد تا برای کاستلو خبرچینی کند. پس از گذشت مدتی از این اتفاقات بیلی پی می برد که گانگسترها یک جاسوس در اداره پلیس دارند و کالین نیز از سوی دیگر متوجه می شود فردی در تشکیلات آنها برای اداره پلیس جاسوسی می کند. با این وجود کالین و بیلی از ماموریت و هویت واقعی همدیگر اطلاعی ندارند و هر کدام در تلاشند تا هر چه زودتر فرد جاسوس را بدام بیندازند...
این فیلم در مراسم اسکار 2006 برنده چهار جایزه شد:
بهترین فیلم،بهترین کارگردانی،بهترین فیلمنامه تطبیقی ،بهترین تدوین
2003 Spring Summer Fall Winter and Spring :
این فیلم یکی از شاهکارهای سینمای کره جنوبی و اقای Kim Ki-Duk هستش . ایشان یکی از سینماگران خاص کره جنوبی هستند و این فیلم ایشان بسیار متفاوت با کارهای دیگر شان به نظر می اید. اما ایشان این کار را با زیرکی و اگاهی تمام به سرانجام رسانده اند و حقا که کار بسیار زیباییست. در این فیلم شما عمیقا رگه های باورهای مذهبی را در سراسر فیلم میبینید. در این فیلم شما جلوه های طبیعی زیبای کره جنوبی را می بینید که به حق بسیار تاثیر گذارند و از همان ابتدای فیلم احساس ارامش و اسودگی خیال را به شما القا می کنند.
فیلم بهار… از پنج اپیزود مجزا تشکیل شده است که بر توالی فصلها پیش میرود ولی نه دقیقا بصورت پشت سرهم. شرح و سرگذشت انسان است از کودکی تا پیری که با هریک از فصلها نقطه گذاری شده است. هر فصل، قسمتی از زندگی یک راهب را به همراه تنها شاگرد اش به تصویر میکشد. فاصله هر فصل با فصل بعدی حدودا پانزده سال است که با ترتیب زمانی ولی با تاخیر زمانی در جلو چشمانمان جلوه نمایی میکند...