برای تو......

moj

New member


وقتی رفت حــــاشیه درختامون طلایی بودماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بودوقتی رفت غبار نشست رو رویاهای اطلسی دیگه هیچ كسی نشد عـــاشق چشمای كسیوقتی رفت دریا دیگه به ماهی ها نگاه نكرد ماه دیگه در نیومد ، سـتــــــــاره ادعا نكردوقتی رفت لونه هیچ پرنده ای ، چـراغ نداشت واسـه درد دل دلم هیچ كسی رو سراغ نداشتوقتـی رفت پرنده های كوچه بی دونه شدنعـــابرا رفـــتنشو دیــدن و دیـــونه شــــدنوقتی رفت یك قطره اشك از شهر چشمـــــــاش جاری بودهـمونو ازش گـــــــــرفتم آخــــــه یــــــــــادگـــــــاری بود



%D8%A7%D8%B063.gif
 

moj

New member
چشمانمان را بر گذر قاصدكها بازكنیم كه زمان؛
ساز سفر می زند،
دست به دست هم دهیم؛
دلهایمان را یكی كنیم,
بی هیچ پاداشی,
حراج محبت كنیم
و باور كنیم كه همه خاطره ایم؛
دیر یا زود همه رهگذر قافله ایم


%D8%A7%D8%B054.jpg
 

moj

New member
دیشب که باران آمد، میخواستم سراغت را بگیرم اما خوب میدانستم باز هم که پیدایت کنم، باز زیر چتر دیگرانی


%D8%A7%D8%B059.jpg
 

mohammad63

Well-known member
چقد راحت ......... همه چیز ززود دیر می شود .......... و من در این انتها حس نوستالژیکم باز گل کرده است ...............
 

firoozeh

New member
هر کسی در دل من جای خودش را دارد ...
اما هیچکس
هیچکس اینجا به "تو" مانند نشد!
 

firoozeh

New member
پنج شنبه جمعه ندارد !
تمام زندگی ام تعطیل است
اگر "تو" نباشی ...
 

firoozeh

New member
اینقدر ورق های زندگی ام را بهم نریز "حکم" همان "دل" است که برای "تو" میتپد...
 

bioshimi@

Well-known member
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !


در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید


یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم


ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ


یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !


با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !


اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید


یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم


رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری


88649080566289009308.jpg
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: moj

mohana

Well-known member
769_20_20_1.jpg


منم که گام می زنم همیشه در مسیر تو

بدون تو کجا رود کسی که شد اسیر تو؟!

نگاه من که از تبار آسمان و آینه است

هماره خیره مانده بر شکوه چشمگیر تو ...
 

saaabaaa

New member
ﻣﯽ ﺗﺮﺳـــــﻢ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐـــــﻪ ﺑﭽّـــــﻢ ﺍﺯﻡ ﺑﭙﺮﺳـــــﻪ : ﻣﺎﻣـــــﺎﻥ ﺟـــــﻮﻭنیات ﻋﺎﺷـــــﻖ ﮐـــــﯽ
ﺑـــــﻮﺩﯼ ?!!
ﻭ ﻣـــــﻦ ﺍﺳـــــﻢ ﮐﺴـــــﯽ ﺭﻭ ﺑﮕـــــﻢ ... ﮐـــــﻪ ﭘـــــﺪﺭﺵ
ﻧﯿﺴـــــﺖ ...........!
 

saaabaaa

New member
اگر افتخارت “دل شکستن” است. …..

بگو برایت اسپند دود کنند!…

اینبار افتخار که نه، حماسه آفریدی…
 

saaabaaa

New member
محبـوب مـن

از دوسـت دآشتنـم مے تـرسـد

از دآشتنـم مے تـرسـد

از نـدآشتنـم هـم مے تـرسـد

بـآ ایـن همـه امـآ

مبـآدآ گمـآن کنیـد مـرد شجـآعے نیسـت !

وطنـش بـودم اگـر بخـآطرم مے جنـگیـد

و مـآدرش اگـر بـودم بخـآطرم جـآن مے دآد . . .
 

saaabaaa

New member
فاجعه یعنی

آنقدر در تـــــ♥ـــو غرق شده ام

که از تلاقی نگاهم با دیگری

احساس

خیانت می کنم!
 

saaabaaa

New member
وقتی ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺩﻭستــش ﺩﺍﺭﯼ،

ﺣﺴﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﯽ…

ﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺷﯽ…

ﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﮕﺎﻫﺎﯼ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﻧﺪﺍﺭﯼ…

ﭼﺸﻢ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﺒﯿﻨﯽ

ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ…

ﻫﻤﺶ الکی ﺍﺯﺵ ﺩﻟﮕﯿﺮﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﯽ…

ﻣﺪﺍﻡ ﻧﮕﺮﺍن و ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ…

ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻤﺶ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺯﯾﺎﺩﻩ!!!
 

saaabaaa

New member
زن زندگيست

و

مرد امنيت

و چه خوب مي شود وقتي

مردي تمامِ مردانگيش را

خرجِ

امنيتِ زندگيش كُند

و چه زيبا مي شود وقتي زني

تمامِ زندگيش را

خرجِ

غرورِ امنيتش كُند
 

firoozeh

New member
جا برای من گنجشک زیاد است ولی به درختان خیابان "تو" عادت دارم ...
 

firoozeh

New member
آخرین شعر مرا قاب کن پشت نگاهت بگذار تا که تنهاییت از دیدن آن جا بخورد !
و بداند که دل من با "توست" در همین نزدیکی ...یک قدمی ....
 
بالا