استوارباش

saranaz

New member
چرا؟
هنگامی كه بلایی به سرمان می آید، یا همه چیزمان را از دست می دهیم یا كسی ما را ترك می كند، اغلب ما از خودمان می پرسیم:«چرا؟»
«چرا من؟»«چرا حالا؟»«چرا او مرا سرگشته و تنها رها كرد؟»

سؤالاتی كه با «چرا» شروع می شوند، ممكن است ما را به یك چرخة بی حاصل بیندازند.

اغلب جوابی برای این "چرا" ها وجود ندارد و یا اگر هم جوابی وجود داشته باشد،اهمیتی ندارد.

افراد موفق سؤالاتی از خود می پرسند كه با «چه» شروع می شوند:

«چه چیزی از این پیشامد آموختم؟»

«چه كاری باید در برخورد با این پیشامد بكنم؟»

و هنگامی كه پیشامد واقعاً فاجعه آمیز است، از خود می پرسند: «چه كاری طی 24ساعت آینده می توانم بكنم تا اوضاع كمی بهتر شود؟»

در یک کلامافرادخوشبخت هیچوقت نگران نیستند كه آیا زندگی بر «وفقمراد» هست یا نه.اینها از آنچه كه دارند بیشترین استفاده را می كنند و آنچه كه از دستشان بر می آید انجام می دهند. و اگر زندگی بر وفق مراد نبود، خیلی مهم نیست كه «چرا؟»اقای «جان فوپ» وقتی متولد شد دست نداشت ولی هیچ وقت از خودش سوال نكرد چرا؟من دست ندارم.» بلكه پرسید: «با پاهایم چه كاری می توانم انجام دهم؟»، و من هنگامی كه دیدم او با استفاده از پاهایش با چوبهای غذا خوری ژاپنی می تواند غذا بخورد، با خود گفتم: «او هر كاری را می تواند انجام می دهد
 

marya

New member
مرسی عزیزم مطلبت خیلی قشنگ بود:rose:
متنی که برا امضا گذاشتی هم خیلی قشنگه
 
بالا