اخرین باری که جلوی همه گریه کردی کی بود؟

baran71

New member
اخرین باری که جلوی همه گریه کردی کی بود؟
بعدش چه حسی بهت دست داد؟
 

leyla-h

New member
بستگی داره منظورتون از همه چی باشه :21:، ولی در کل من بعد از گریه حس خالی شدن میکنم
 

hi aty

New member
اولین و اخرین باری که جلوی چند نفر گریه کردم روزی بود که برای انتخاب رشته رفته بودم پیش مشاورم و از همون لحظه که شروع به گریه کردم تا الان که 4 سال گذشته احساس حماقت می کنم ولی اون موقع هر کار می کردم بند نمیامد
 

shima.p

New member
آخرین بار یک ماه پیش بود وقتی از اتاق عمل بیرون اومدم از شدت درد چن ساعت اشک میریختم از توو ریکاوری شروع کرده بودم مثه این بچه نه نه ها
توو خلوت خودم که ب خاطر بیماری یکی از عزیزانم هرز چندگاهی اشک میریزم چون دیدنشم حتی برام مقدور نیس بیشتر این حالت بهم دست میده
ولی از اون نظرا یادم نمیاد اخرین بار کی توو جمع کردم !!!!!! آهان ... مراسم ختم مامان بزرگم
 

STRUCTURE 66

New member
نمیدونم . فکر کنم بعد فیلم مادرانه بود !!! ( اونجا که اردلان گفت به دعای مادر نیاز دارم !!!)
بعدشم هیچ حس خاصی نداشتم . تعطیل !!
 

am-ml

New member
هفته قبل ؛ عروسی خواهرم بود ؛ وقتی عروس رو میخواستن ببرن خونه خودش؛ البته اینجا چیز عجیبی نیست و خیلی ها گریه میکنن ولی خوب بعدش فکر کردم که واقعا واسه چی گریه می کنیم؟:smiliess (12):(احساساتی شدم ولی بعدش توی کاروان عروس کلی شلوغ کاری و چیزای شاد بود )
 

negar91

New member
آخرین بار بهمن دماه بود وقتی که توی محیط کار با مسئول خدمات دعوام شد چون به بچه های تغذیه توی اون بیمارستان به دید نیروی خدماتی نگاه میشد و اون روز آخرین روز کاری من توی اون بیمارستان شد آخی یادش بخیر بعدشم رئیس بیمارستان 3 ماه منو فرستاد مرخصی تا مسئول خدمات منتقل شد یه شهر دیگه و من دوباره بر گشتم سرکار
 

mohana

Well-known member
چند روز پیش...مامان بزرگم با چشمای عسلیش بهم نگاه میکرد...میدونستم فقط نگاهش به منه ولی نمیشناسه... براش ادا می اومدم که باید قوی باشی...بهش لبخند میزدم اما همه الکی بود..
یه لحظه به پسرخاله م نگاه کردم...دیگه...نتونستم تحمل کنم
البته تو خونه نموندم.. رفتم حیاط...
 
آخرین ویرایش:

bahar.zr93

New member
مراسم سالگرد پدربزرگم....
وقتی بین قبرهای دو تا پدربزرگ هام وایساده بودم.... یه لحظه حس کردم چقدر دلم واسه جفتشون تنگ شده...
 

شفيع

Well-known member
آخرين گريه من به 12مرداد سال 1388 برميگرده روزي كه مادر بزرگ عزيزم از دنيا رفت و آخرين گريه ماقبلشم به 6 مهر 1386 برميگرده كه اون يكي مادربزرگم از دنيا رفتن.خدا بيامرزدشون واقعا زنهاي كامل و نمونه اي بودن الانم كم مونده اشكم در اد بخدا.
 

bahramian0935

New member
اخرین بار حرم مطهر امام هشتم بودیم.وناخوداگاه اشکم اومد وحس قشنگی بود که مردم باامامشون چه زیبا دردودل میکنند.یاضامن اهو
 

padide

New member
هفته پیش میخواستم یه جایی برم مامانم میگفت تنها نرو منم یه گریه مسلحتی بسیار جانسوزی کردم که مامانم خودش پشیمون شد گفت برو.
احساس بعدش حس پیروزی بود. :a2d3:
 

shiva3322

New member
تقریبا هر روز و به هر بهانه ای جلوی جمع خانواده گریه میکنم حتی دانشگاه و سر کارم گریه کردم بین 100 نفر...اخه دست خودم نیس نمیتونم گر یه مو کنترل کنم...بعدش اول خجالت میکشم اما زیاد برام مهم نیس منم این شکلیم دیگه...حسااااااااااااااااس
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: zErOOn3

mehrshad.namdar

New member
تو مراسم فوت پدربزرگم خدا ھم رفتگان رو بیامرزه به امید شادی روح ھمشون . در ضمن مرد كه گريه نمي كنه. والا
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: zErOOn3

mini

New member
دیگه برام مهم نیس جلو کی گریه م میگیره
این روزا شدیدا هوا ابریه....
و آفتابی
اصلا معلوم نیس
 
آخرین باری که جلو همه گریه کردم سال 89 روز فوت داداشم .....
جلو دوستام سال91موقع فارغ التحصیلی...
جلو خودم دیشب :65d6a5d6s::sad:
حس بعدشم قابل توصیف نیس فقط سردرد شدیدی داشتممممممم در هر3 حالت
 

parnian24

New member
خيلي بد گريه كردم.حدودن آخراي خرداد بود.يكي دوساعتي طول كشيد انگار همينجوري با صداي بلند گريه ميكردم.بعدشم خوابيدم:sad:
 

Hossein2468

New member
مرد ک گریه نمیکنه
اگه هم خواسته باشه گریه کنه جایی ک بقیه نبینن گریه میکنه
 
بالا