نشد از یاد برم خاطره ی دوری را
باز هم گرچه رسیدیم به هم دل تنگ ام
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست بیادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
قاصدک هان چه خبراوردی
از کجا از که خبر آوردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار یاری
برو آنجا که تو را منتظرن
قاصدک در دل من همه کورند و کرند
"د"