نتایح جستجو

  1. hana khanoom

    عکس ها و تبلیغ های خلاقانه و متقاوت

    سلام بچه ها منم اومدم.حالا باید کدومو جواب بدیم؟
  2. hana khanoom

    میتونی حس وحالی که الان داری رو با شکلک نشون بدی...؟

    :wacsmiley::wacsmiley::smiliess (15)::smiliess (15):
  3. hana khanoom

    میتونی حس وحالی که الان داری رو با شکلک نشون بدی...؟

    وای خدای من چرا انقد وحشتناکه؟این کیه؟این چه حس وحالیه؟حس وحال منو که گرفت.
  4. hana khanoom

    عکس ها و تبلیغ های خلاقانه و متقاوت

    بزرگی اون خوراکی.مثلا میخواد بگه ساندویج ما خیلی بزرگه.
  5. hana khanoom

    عکس ها و تبلیغ های خلاقانه و متقاوت

    منم تصویر ندارم.
  6. hana khanoom

    عکس ها و تبلیغ های خلاقانه و متقاوت

    منم خواستم دقیقا اینو بگم.
  7. hana khanoom

    عکس ها و تبلیغ های خلاقانه و متقاوت

    ولی من همیشه فک میکنم شما شبیه اواتارتون هستید.نمدونم چرا این فکرو میکنم.
  8. hana khanoom

    عکس ها و تبلیغ های خلاقانه و متقاوت

    یه چیزی که در عین نرمی تیغم داره.یعنی چی میتونه باشه؟
  9. hana khanoom

    عکس ها و تبلیغ های خلاقانه و متقاوت

    وای باور کنید وقتی اقای mjگفت نمتونه جواب به مغزم قفل کرد.واجازه نمیده فک کنم میگه تو دیگه اصلا نمیتونی جواب بدی.
  10. hana khanoom

    عکس ها و تبلیغ های خلاقانه و متقاوت

    اخه تواین گرونی شک ندارم خیلی قیمتش بالاه.1000000000ریال دیگه اخرشه.به فروشنده میگم 100ندادنمیخرم.
  11. hana khanoom

    تاپیک دربه در

    عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم . همان يك لحظه اول، كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بي وجدان جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر، ويرانه ميكردم عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم كه در همسايه صدها گرسنه چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم نخستين نعره مستانه را خاموش آن دم ، بر لب...
  12. hana khanoom

    تاپیک دربه در

    زندگي رسم خوشايندي است زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ پرشي دارد اندازه عشق زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از يادمن و تو برود زندگي جذبه دستي است كه مي چيند زندگي نوبر انجير سياه در دهان گس تابستان است زندگي بعد درخت است به چشم حشره زندگي تجربه شب پره در تاريكي است زندگي حس غريبي است كه يك...
  13. hana khanoom

    تاپیک دربه در

    ببخشای بر من اگر ارغوان را نفهمیده چیدم!! اگر روی لبخند یک بوته آتش کشیدم!! اگر سنگ را دیدم اما، در آئین احساس و آواز گنجشک نفس های سبزینه را حس نکردم!! اگرماشه را دیدم اما هراس نگاه نفسگیر آهو به چشمم نیامد!! ...چرا روشنی را ندیدم؟؟ چرا روشنی بود و من لال بودم؟؟ چرا تاول دست یک کودک...
  14. hana khanoom

    تاپیک دربه در

    ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتیاج و اراده نداری بازار نرو. چارلی چاپلین
  15. hana khanoom

    تاپیک دربه در

    هیچ صیادی در جوی حقیری كه به گودالی می ریزد مرواریدی صید نخواهد كرد فروغ فرخزاد
  16. hana khanoom

    تاپیک دربه در

    رنج هست، مرگ هست، اندوه جدايي هست، اما آرامش نيز هست، شادی هست، رقص هست، خدا هست. زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است. زندگی همچون رودی بزرگ كه به دريا می رود، دامان خدا را می جويد . خورشيد هنوز طلوع ميكند فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آويخته است : بهار مدام می خرامد و دامن سبزش را بر زمين...
  17. hana khanoom

    تاپیک دربه در

    دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد به مکّه آمدم ای عشق تا تو را بینم تویی که نقطه‌ی عطفی به اوج آیینم کدام گوشه‌ی مشعر، کدام کنج منا به شوق وصل تو در انتظار بنشینم روا مباد که بر بنده‌ات نظر نکنی روا مباد که ارباب جز تو بگزینم چو رو کنی به رهت، درد و رنج نشناسیم ز...
  18. hana khanoom

    تاپیک دربه در

    با همه لحن خوش آوایی ام در به در کوچه تنهایی ام ای دو سه تا کوچه زما دورتر نغمه تو از همه پرشورتر کاش که این فاصله را کم کنی محنت این قافله را کم کنی کاش که همسایه ما می شدی مایه آسایه ما می شدی هر که به دیدار تو نائل شود یک شبه حلال مسائل شود دوش مرا حال خوشی دست داد سینه مارا عطشی دست داد نام...
  19. hana khanoom

    تاپیک دربه در

    یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم گــرد آن شمع طرب می سوختـم پروانه وار پــای آن ســـرو روان اشـــک روانـــی داشتــم آتشـم بر جــان ولی از شکــوه لب خاموش بود عشــق را از اشــک حســرت ترجمــانی داشتــم چــون سرشک از شــوق بــودم خاکــبوس در گــهی چون غبار...
  20. hana khanoom

    تاپیک دربه در

    سن یاریمین قاصدی سن ایلش سنه چای دمیشم(تو قاصد یارم هستی بنشین برایت چای سفارش داده ام) خیالینی گوندریپ دیر بســــکی من آخ وای دمیشم (از بس که من آه و ناله کرده ام خیالش را فرستاده ) آخ گجه لر یاتمامیشام من سـنه لای لای دمیشم (آه که شبها از غم فراقت نخفته ام و برایت لای لای گفته ام) سن یاتالی...
بالا