دلم از همه دنيا گرفته ...خسته ام ...خسته تر از پدري كه نيمه شب از كار برميگردد... خسته تر از كودك آفريقايي كه به غذا نرسيد و رسيدن لاشخور را تماشا ميكرد...
هيچ وقت نااميد بودن را دوست ندارم..هيچ وقت...اما امروز اين دوست نداشتن روي قلبم لم داده و بيرون نميرود..چرا؟؟؟؟ نمي دانم...!!
انگار دنبال...