نتایح جستجو

  1. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    بله. تا 13 مرداد برای رای دادن فرصت هست
  2. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    اشکال نداره عزیزم:28::28::smilies-azardl (113
  3. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    درسته حق با شماست. نظرتون چیه از دفه بعد 25 خط باشه ولی در مورد اجراش دقت کنیم؟به نظرتون 20 خط مناسبه یا کمه؟(دوستای دیگم نظرشون رو بگن) البته من خطای نصف نیمه رو حساب نمیکنم. خطهای تمام منظورمه. مثلا دو خط که مطالبش کمه برابر یه خط در نظر بگیریم
  4. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    آره به نظر منم خیلی خوبن. اوهوم....جای داستان تو خالیه هااااا :smiliess (4): آره...همش کار بچه های خودمونه:auizz3ffy9vla57584x
  5. AWWA

    خنده بازار

    ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﺣﮑﻤﺘﯿﻪ ﮐﻪ ... . . . . ﻫﻢ ﺑﯿﮑﺎﺭﻡ، ﻫﻢ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺮﺳﻢ !... ﺗﺎﺯﻩ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﺸﻢ
  6. AWWA

    خنده بازار

    بوی دود می آید ... !!! به گمانـم جماعتـی، پای دنیای مجـازی، می سوزانند " عمر خویش را " . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . نه نه ادامه بدید دستگیره قابلمه بود سوخت!.. : ) - - - Updated - - - الان یه جوری شده وقتی میایی تو نت حس میکنی اومدی بیمارستان بخش ccu . همه قلبها شکسته...
  7. AWWA

    مسابقه داستان نویسی با عکس<سری چهارم>

    اینم تاپیک نظرسنجی داستان ها http://forum.oloompezeshki.com/thread16760.html
  8. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    دختر روی جلد پیرمرد دیگر حال و روز خوبی نداشت او دختر را مدام جلوی خود می دید که دارد طنازی و عشوه گری می کند او این درد را حتی به شهربانو نیز نمی تواند بگوید بچه هایش در این سوز سرمای زمستانی زیر کرسی جمع می شوند تا شعر خوانی او را ببینند اما پیرمرد در این چند روز دیگر شعر نمی خواند چون هروقت...
  9. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    پایان راه هنوز پا به دنیا نگذاشته بود. آخرین مراحل آموزش برای ورود به جهان را داشت سپری میکرد. در هرمرحله فرشته ای او را همراهی می کرد. آخرین فرشته با لبخندی زیباوارد شد .گفت: من موظفم تا زندگی دنیاییت را به تو نشان دهم با من بیا. با هم به سرزمینی وارد شدند که ستون های عظیم ولی شکسته در آن...
  10. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    افسون ماه زیر کرسی گرم و شب بلند زمستان با داستان زیبای پدربزرگ از روی کتاب قطور قدیمی اش انگار شده بود ماده ی مخدر برای تسکین دردسرهای روزمره مان، وای که این لذت را با هیچ لذتی حاضر نبودم عوض کنم. زیر کرسی تازه جایم قلا شده بود که پدر بزرگ شروع کرد : وقتی از تالار آیینه می گذشت تا به عمارت...
  11. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    تلألو یک رویا "خوشا شیراز و وصف بی مثالش ....." زمزمه کنان شعر میخوند و می دوید. بزرگی و خلوت بودن محوطه ی تخت جمشید باعث شده بود که راحت باشه و هر کاری که دوست داره انجام بده ، بالا پایین بپره آواز بخونه و یا بلند بلندبخنده. مهرانه سرگرم دنیای شیرین کودکانه ی خودش بود که چشمش به یه پری...
  12. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    داستان «راز دو درخت» آن روز وقتی از خواب بیدار شدم رد اشک های دیشبم بر گونه هایم مانده بود. نمی خوام ننه من قریبم بازی در بیاورم ولی در خانواده ای که همه به فکر جیب خودشان هستند تنها دلخوشیم مادر بزرگم بود. هر دو تنهایی همدیگر را پر می کردیم. او از وقتی که پدربزرگ را از دست داده بود و من از...
  13. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    شاهزاده ایرانی مانند نسیم صبحگاه به همراه تیرداد از میان عمارت‌ها می‌گذشتم. بوی گل تمام مشامم را پر کرده بود. به عمارتی رسیدم، احساس کردم باید اینجا بروم. وارد شدم، در مقابل چشمانِ از حیرت خیره مانده‌ام آفرینش او خلاصه شده بود؛ زمزمه صدای پای آن آبشار کوچک، چشم نوازی شکوفه‌های تازه رُسته، آوای...
  14. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    عجب دنیای کوچکی است ... عجب دنیای کوچکی است ... نور طلایی چراغ گردسوز روی میز کرسی زوق زوق کنان بالا و پایین می پرید . و خانه را با التهاب و هیجان سوختنش روشن می کرد . آقا میرزا به پشتی کرسی تکیه زده بود و بدون اینکه چیزی بگوید به قرآن زل زده بود . گویی با چشم داشت قرآن می خواند . زن میرزا خان...
  15. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    گنج زندگی - میشه بری از توی انباری چمدون رو بیاری ؟ - کدوم ؟ - همون که زیپش خراب شده بود . سر کوچه یه آقایی اومده تعمیر کیف و کفش داره . امروز میرم یه سر به دوستم بزنم ، میبرم درستش کنم . - باشه الان میرم . کلید انباری رو برداشتم و داشتم فکر می کردم که این همون چمدونی ه که اول ازدواجمون باهاش...
  16. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

    حیران یادش بخیر.. صبح های جمعه دور هم مینشستیم و آقاجون برامون کتاب می خوند...گاهی حافظ،گاهی شاهنامه،خسروشیرین، لیلی و مجنون؛من همیشه اول ازهمه حاضریمو میزدم! از همه بیشتر داستان فرهاد کوهکن و دوست داشتم و بارها و بارها به اصرار من خونده میشد یک روز که آقاجون به اصرار من برای چندمین بار...
  17. AWWA

    داستان های مرتبط با عکس مرحله چهارم

  18. AWWA

    مرسی عزیزم فوق العادست:28:

    مرسی عزیزم فوق العادست:28:
  19. AWWA

    مسابقه داستان نویسی با عکس<سری چهارم>

    تا امشب اگه بنویسین که عالیه:a2d3:
  20. AWWA

    مسابقه داستان نویسی با عکس<سری چهارم>

    هبه جون تا شنبه تمدید شد. سعی کن تمرکز کنی،منتظر داستانت هستیم:) نه محدودیت دیگه ای نیست. شاید منظورشون دو تصویره بودنه. آره امروزم فرصت بود. تا شنبه تمدید شد
بالا