اتفاقا همدردیش ذر راستای بدست اوردن دل دختره بوده... یعنی سعی میکرده دل دختره رو داشته باشه
نه اینکه خودش غصه هاشو بگه.... مثلا تا میفهمیده دختره کشیکش سخته ... زودی میامده میگفته شزرایظ منم سخته............ بدون اینکه دختره بهش بگه...........
مثلا وقتی میشنیده دختره دچار یک بیماری شده زودی...