عشق من از من گذشتی خوش گذز!
نیمه شب آواره و بی حس و حال ، در سرم سودای جامی بی زوال
پرسه ای آغاز کردیم در خیال ، دل به یاد آورد ایام وصال
از جدایی یک دو سالی می گذشت ، یک دو سال از عمر رفت و بر نگشت
دل به یاد آورد اول بار، را خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازیان اسرار را، آن دو چشم مست...