سید جمال برای مرخصی به دیدار خانواده اش امده بود آخرین مرخصیش بود ...... آخه بعد از 2 سال سربازیش رو به اتمام بود........
یه روز زودتر از روزیکه قرار بود سر خدمتش برگرده از همه خداحافظی میکنه اما نمیتونه پدرش رو ببینه برای کاری رفته بوده روستا ............ برادرش با عجله یه ماشین براش میگیره که...