نتایح جستجو

  1. bioelectric

    مشاعره

    مستی نه از پياله نه از خم شروع شد از جاده سه‌شنبه شب قم شروع شد
  2. bioelectric

    مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

    خب حالا با چه حرفی شروع کنیم؟:smiliess (11): حرف بده!
  3. bioelectric

    مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

    مرا گفتی که از پیر خرد پرسم علاج خود خرد منع من از عشق تو فرماید؛چه فرمایی؟ با گ
  4. bioelectric

    مشاعره

    ما را نه غم دوزخ ونه حرص بهشت است بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم
  5. bioelectric

    مشاعره

    شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد من مرثیه خوان دل دیوانه خویشم
  6. bioelectric

    مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

    دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد با ز
  7. bioelectric

    مشاعره

    دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید قصهٔ بی‌سر و سامانی من گوش کنید گفت‌وگوی من و حیرانی من گوش کنید
  8. bioelectric

    مشاعره

    نیمه شب وقتی که در زد میهمانداری کنید در به روی او نبندید آبرو داری کنید
  9. bioelectric

    مشاعره

    دلت می آید آیا از زبانی این همه شیرین تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری
  10. bioelectric

    مشاعره

    دل بی تو درون سینه ام میگندد غم از همه سو راه مرا میبندد امسال بهار بی تو یعنی پاییز تقویم به گور پدرش میخندد
  11. bioelectric

    مهندس صندوقتون پره خالیش کنید لطفا

    مهندس صندوقتون پره خالیش کنید لطفا
  12. bioelectric

    مشاعره

    تو را گم مي كنم هر روز و پيدا ميكنم هر شب بدينسان خوابها را با تو زيبا مي كنم هر شب
  13. bioelectric

    مشاعره

    تا چـه پیش آید برای من، نمی‌دانم هنوز دوری از تو می‌شود منجر به خیلی چیزها
  14. bioelectric

    مشاعره

    یک بار شده بر جگرم زخم نکاری؟ یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟
  15. bioelectric

    مشاعره

    در عشق آن که یکسره دل باخت برده است در این قمار صحبتی از اشتباه نیست
  16. bioelectric

    مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

    در سرزمین من زنی از جنس آه نیست این یک حقیقت است که در برکه ماه نیست علیرضا بدیع با س
  17. bioelectric

    مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

    من می روم هر چند می دانـم که دیگر پشت سرم حتی دعای هیچ کس نیست نجمه زارع با ن
  18. bioelectric

    مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

    يک سينه حرف هست، ولی نقطه‌چين بس است خاتون دل و دماغ ندارم.... همين بس است حامد عسگری با ک
  19. bioelectric

    مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

    غمخوار من به خانه ی غمها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آمدی فاضل نظری با ح
  20. bioelectric

    مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

    خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد با م
بالا