هر وقت به صورت معصومش نگاه میکردم احساس میکردم تمام خاطرات بد گذشته بابت بدخلقی من بوده اون لحظه فقط خودم رو گناه کار میدیدم اون روز تصمیم گرفتم گذشته ای که یادآوریش هم برام عذاب آور بود رو جبران کنم سعی میکردم به هر طریقی نظرش رو جلب کنم همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا این که سر و کله پدر سارا...