تو دست تکان مي دهي براي من و من دور تر مي شوم. به اين فکر مي کنم که شايد چيزي نزد تو جا گذاشته باشم. يک گوشه مي ايستم و وسايلم را چک مي کنم. نه... همه چيز را برداشته ام. ظاهراً همه چيز رو به راه است اما رو به کدام راه نمي دانم.
رو به راه بودن دور از تو که دليل تمام سر به راهي هايم بوده اي غير...