به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبره و از میانشون میگذره از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.
حقیقته محضه.
چ داستان وحشتناک!!!!!!!!!! عجب خانواده هایی پیدا میشه. حتی انکار نکردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که حسابی وحشت کردم انقدر که تصمیم گرفتم دوباره درباره این خواستگار آخریم که ردش کردم فکر کنم. بنده خدا خیلی خوب بود.
خدا هممون رو از شر همچین آدمایی حفظ کنه