ای ول خیلی ایده جالبیه. :smilies-azardl (113 واقعا خودم تو اون شرایطی که گفتی بودم و درک میکنم. منم اون یکی دو ماه اخرو با یکی از دوستام که ارشد قبول شده بود حرف میزدم. برنامه ریزی اون ماه های اخرمو کرده بودم ولی یه موقعایی که استرس مثله خوره میفتاد به جونم بهش زنگ میزدم باهاش حرف میزدم باز...