سگی نزد شیر آمد و گفت : با من کشتی بگیر!
شیر سر باز زد...
سگ گفت : نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابلہ با من می هراسد!!
شیر گفت : سرزنش سگان را خوشتر دارم از این کہ...
شیران مرا شماتت کنند کہ با سگی کشتی گرفتہ ام . . . ! ! !
الان تازه میفهمم دوستان چی میگفتن!!!!!!!
به عینه همه چیرو تو همون ی روز دیدم
یچیزی ک ناراحتم کرد
خود همکارای ازمایشگاهی بود
افسوس میخورم
چرا تو کشور اسلامی مسلمون کم میبینم:sad: