بجه که بودم فرشای خونمون مث اکثر خونه ها لاکی رنگ بود.مدادی هم که باهاش مخش مینوشتم ازین استدلرهای گرد زرشکی. امان از وقتی که مداد میوفتاد رو زمین و گم میشد.لامصب جوری استتار میکرد که باید با دوربینای اشعه مادون قرمزی چیزی دنبالش بگردی...
اونوقت برا پی بردن به محل اختفای شی مذکور درست مث آواتار...
نه برادر!
جمله شمام غلطه
یا اینه:
ولی اصولا میتونم از پس کارایی که "فقط" بعضیا میتونن از پسشون بر بیان بر میام
یا این:
ولی اصولا میتونم از پس کارایی که بعضیا"نمیتونن" از پسشون بر بیان بر میام
بعدی دلش میخواد ویرایش بعدیه لودیشو ترجمه کنه
فاطمه جان خیلی سعی کردم جواب پیامتونو بدم نمیدونم چرا نمیشد
امسال بعیده براساس سیستم "نمره" رتبه بندی کنن(صرفا نظر بندست)
میانگین درصدتونو حساب کنید.از یکی از قبولی های پارسال شنیدم که پارسال آخرین فرد قبول شده روزانه میانگین درصد 45 داشته(البته پارسال کجا...امسال کجا)
متین و زیبا
(باید فیلمشو ببینید تا متوجه پوسترش بشید عکس جودی فاستره که تو فیلم سکوت بره ها نقش کلاریس رو بازی میکنه. از چشمای عجیبش مشخصه چیزای زیادی دیده و حرفای زیادی داره ولی اون پروانه که اونهم استعاره است اجازه صحبت بهشو نمیده)
ایدویولوژیی که حاصل یه عمره محاله اشتباه ازآب دربیاد (البته فقط واسه خود اون آدم)
شده تصمیم گرفتم قواعد و نگاهمو عوض کنم اما ایکی ثانیه بعد فهمیدم چه اشتباهی کردم
شده تا حالا معتاد یه انجمن بشی؟
دلم نمی خواست. اونموقع هم انقد بی اعصاب بودم که حوصله کسیو نداشتم. ولی صبح با خودم قرار گذاشتم حتمن بعد کنکور برم امام زاده صالح ... که رفتم. حدود ساعت 2 له له بایه سردرد اساسی رسیدم خونه
بعدی لیسانسشو زرگنده گرفته