بدان ساقي كه با هيله مارا افسون رخ كردند
وگر اينبار با حيله مرا مدهوش ان كردند
بدين بازي به اغوشم هلند سوزان عياران
مرا مدهوش گردانند به عطر رخساران
وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من
ناله زیر و زار من زارترست هر زمان
بس که به هجر میدهد عشق تو گوشمال من