am-ml
پسندها
171

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • حسش نبود خب...:black_eyed:
    مثلا موندم که خون شناسی بخونم 6:15 دیگه میرم سراغ درسم:smilies-azardl (181
    چقدر خوب...نه اینجا گرووونه...اووووف...خیلی هم گرونه
    یه بارچندتا چیز کوچولو موچولو خریدم..
    خیلی شیک رفتم حساب کنم..:whistle:قیمت و که گفت من اینطوری بودم:5:
    بعد از اون به بعد تصمیم گرفتم برا خرید همچین چیزایی با مامان یا بابا برم تا خودم خرج نکنم:25r30wi:
    من اصلا اسم ساگو رو تا حالا نشنیده بودم...
    آها آره بستنی شیرعسل هم هست...
    من خودم وقتی چیزی درست میکنم...نمیدونم چرا خودم خیلی میلم نمیکشه...با وجود اینکه ظاهرش جوری میشه که همه دوست دارن امتحان کنن..
    خواهرم یه بار بهم گفت ببین موقع درست کردنش چه جنایتی مرتکب شدی که دلت نمیاد بخوری:25r30wi:

    چشم عکسشو میذارم حتما
    به مامانم میگم شیرخشک از کجا بخرم...( برا نوتلا میخواستم)
    میگه برا پرینازت میخوای؟؟:25r30wi:
    میگم بیا خودمون این غذا ها و دسر های خوشمزه رو امتحان کنیم...
    مثلا من میخوام نوتلای خونگی رو فردا درست کنم...
    اگه بابام امروز پودر کاکائو بخره:65d6a5d6s:
    نوتلاي خانگي ~ کارگاه آشپزسازی
    من هستم:thanks:
    یعنی نبودم...ولی الان هستم:thanks:
    وانیلی و دیدم....
    برم بقیه رو هم ببینم:thanks:
    لیلا سه تا کتابفروشی رفتم.....
    باور میکنی هیچکدوم و نداشتن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    یعنی من اینطوری شدم:5:
    آخر یادم افتاد...یه کتابفروشی هست که به اون سرنزدم...دیگه خیلی خسته شده بودم هوا هم گرم بود...گفتم میرم خونه زنگ میزنم اگر کتاب ها رو داشت فردا برم...زنگ زدم کسی جواب نداد:65d6a5d6s:
    سلااام مهربوون من...:thanks:
    ببخشید مشغول بودم:riz513:
    :25r30wi:
    من فعلا برم لیلا جونم...:28:
    :smiliess (10):
    آخه میدونی چیه؟ یادمه عکس پاستیل گذاشته بودم برا همه...
    بعدنوشته بودم هدف من؟
    :25r30wi:
    سلااااام....
    لیلا این شکلکی که گذاشتی خیلی باحاله
    خواستم بگم از وقتی برای سحری بیدارم به یادتم
    الان ریا شد؟؟؟؟؟؟؟
    مهم نیس منم اهل ریا.
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا