am-ml
پسندها
171

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • خدایا مرا ببخش بخاطر همه درهایی که کوبیدم و خانه تو نبودند....
    من آذر ماه (91) مشهد بودم =>>>>>چرا بی خبر اومدین؟؟؟میگفتن حداقل یه چای-میوه ای-نهاری-شامی-در خدمت بودیم:smilies:
    شومصد برابر زمستون های ما تو پاییز بارون و سرما داشتین ،حالا یه کمم گرمتون بشه=>>>>>:dadad4::sad:
    سلام بازرس جان!!یا جان بازرس!!!
    یواشکی اسوشو بوگو !شاید بهتر بتونم جوابت بدم!!:ph34r-smiley:
    گلوبال وارمینگ :33:؟؟؟؟؟
    خواهش...مشهدم یه هفته س خیلی گرمیده.......
    باران....
    . . . . . . . .
    . . . . . . .
    . . . . . . . .

    , ; ; , , ; ; , ; ,; ; ;
    ممنووووووووونم:riz304:
    پس چ خوب که خوشت اومده بود.........:thanks:
    عکس اون گلبرگ هایی ک رو زمینه بارون میاد...آقا سینا گذاشته....با اجازه من بردارم؟:rolleyessmileyanim::smiliess (4):
    آخه...چه خوب
    همیشه همینه...وقتی اینطور رفتار میکنیم ی احترام خاصی قائل میشن......
    لیلاااااا خاطره ت خیلی جالب بود......برا من هم مشابهش پیش اومده با این تفاوت ک
    با این تفاوت ک ترم اولی نبودم.......و استاد مجرد بودن/هستن:65d6a5d6s:

    البته از کارم پشیمون هم نیستم ههههه:tonguesmiley:
    این از شانس خوب منه که دوستایی هرچند مجازی ولی حقیقی تر از هر حقیقتی دارم.....ممنونم:riz304:......جملش کلا فلسفی در اومد....عجب چیزی گفتما...خوشم اومد:whistle:
    سلام لیلای مهربونممممممممم.....منم دلم تنگ شده برات..البته من میام اینجا منتها کوتاه...ی سر میزنم و جیم میشم....دیگه زیاد نمونده لیلا...این دو هفته شه خلاص میشیم....خیلی دوست دارم اجیه مهربونم:riz304:
    اینجا نمیتونم بذارمو یعنی توی پست هام. سایت آپلود عکس؟؟
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا