navik
پسندها
9

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!
    "حسین پناهی "
    هه‌ر خۆشییه‌ک


    له‌به‌ر ئه‌که‌م ..،


    یان قۆڵه‌کانی درێژه ‌..


    یاخود کورته‌ ..


    یاخود فشه ‌..


    یاخود ته‌نگه‌ ..،


    به‌ به‌ری من ..!


    هه‌ر خه‌مێکیش


    له‌به‌ر ئه‌که‌م ..،


    ڕێک ئه‌ڵێی بۆ من کراوه‌


    له‌ هه‌ر کوێ بم ..!

    *شیرکو بی که س*
    من دچار غم خویشم نه که تنهایی خود
    من رفیق دل ریشم نه که رسوایی "خود "
    این همان شهر و همان مسجد ماست
    من خراب دل خویشم نه که رخساره دوست
    اذن من دست دل و منطق من مست شده
    ورنه من حاکم این شهرم و دروازه "دوست "!
    K1nd
    91/11/2
    وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم .

    وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم .

    وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم .

    وقتی او تمام کرد من شروع کردم .

    وقتی او تمام شد من آغاز شدم .

    و چه سخت است .

    تنها متولد شدن

    مثل تنها زندگی کردن است ،

    مثل تنها مردن !

    ((دکتر علی شریعتی))
    شب چـــو در بستم و مست از می نابش کردم

    مــاه اگر حلقــــه به در کوفت جوابــش کردم
    قشنگ یعنی چه؟
    _قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
    و عشق، تنها عشق
    ترا به گرمی یک سیب می‌کند مأنوس.
    و عشق، تنها عشق
    مرا به وسعت اندوه زندگی‌ها برد،
    مرا رساند به امکان یک پرنده شدن.
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا