Y
پسندها
563

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • اميد دارويي است كه شفا نمي دهد، اما درد را قابل تحمل مي كند.
    غمگين بودم كه چرا كفش ندارم، اما در خيابان مردي را ديدم كه پا نداشت ...
    بابای بابابزرگم از اون کله گنده های قدیمی یزد بوده، بابا بزرگم تعریف می کنه باباش با چندتا از رفیقای محلشون شرط بندی می کنن که سیلی بزنه تو گوش خر خر بمیره، اون موقع ها خر زیاد بوده :دی دیگه هیچی، سیلی میزنه تو گوش خر بابا بزرگم میگه خره یعععک نعره ای سر میده و درجا ضربه مغزی میشه میافته میمیره
    البته اون موقع مث الآن نبود ملت عطوفت داشته باشن، اون قدیمیا از اینکارا زیاد می کردن.

    خلاصه یارا من از همون خانوادم، خون بابای بابابزرگم تو رگامه، هرکی با من در افتاد ور افتاد، حواست باشه به من نگی بالا چشم ابروئه خخ :smiliess (3):
    پ نه پ، فقط شما بلدی چاه بکنی =)))) تازه من فقط بلدم بهر کسی بکنم :)
    خواهش میکنم عزیزدلم / اتفاقا دل شما پاک لینک رو پیدا کردم / قابل شما رو نداشت اصلا :28:

    خوب شده؟ عالی شده دست گلت درد نکنه عزیزم:riz304:
    تقدیم نازنین یارای من

    سلام یارا خانم
    رسیدن بخیر که والا
    ولی دیشب داشتم میمردم از درد حالم بد خراب بود الانم خوب نیستم زیاد
    ولی سرم شلوغه یکم برای همین شرمنده
    بهانه زیاده ولی واقعیت حالمخوب نیست:riz513::ph34r-smiley:
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا