اوهوم...باشه...اومد تک بزن...خخخ..یکبار یکی از دوستامون رفته بود پیش اوستاد..بعدش ما بیرون وایستاده بودیم...بعدش اینقدر سر وصدا کردیم با سانی استاد گفت بیاید بشین رو مبل ها..غر میزدیم خسته شدیم چقدر طول میکشه اخه...یواش میگفتیمااااااااااا...گوش هاش تیزبود سال اخر فهمیدیم..بعدش گفتیم نع در رفتیم..خخخ