ZOT
پسندها
292

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • نه دیگه رزرو نکردی الآن باید پست اولی رو ویرایش کنی واسه صداها :smiliess (3):
    ممنون از تاپیک خوبت زوت
    ایده ی جالبی بود
    موفق باشید:riz304:
    حتما عزیزم منتظر صدای نازت هستم.........قربونت:4d564ad6::heart:
    اوه زوت مث اینکه اون رگ فضاییت گل کرده خعلی عالیه.....فقط دوتا مشگل هست یکی ک از همه مهتره اینه که وقتی صداتو ضبط می کنی بعد دوباره پخشش می کنی میبینی مث صدا اورانگوتان شده.اینو چطور مشکل بگشاییم.
    و دومیشم مربوط به منه ک نیتونم بگم.:dadad4:
    مرسی عزیزدلم

    تاپیکت مثل همیشه عالیه:rose: / انشالله اگه تونستم حتما فقط گریه م نگیره :dadad4:
    خخخخ مرسی عزیزم منمممممممممممممم خیلییییی:heart::thanks:
    زن و شوهری با کشتی به مسافرت رفتند.
    کشتی چند روز را آرام در حرکت بود که ناگهان طوفانی آمد
    و موج های هولناکی به راه انداخت، کشتی پر از آب میشد
    ترس همگان را فراگرفت و ناخدا می گفت که همه در خطرند
    و نجات از این گرفتاری نیاز به معجزه خداوندی دارد.
    زن نتوانست اعصاب خود را کنترل کند
    و بر سر شوهر داد و بی داد زد
    اما با آرامش شوهر مواجه شد، پس بیشتر اعصابش خورد شد
    و او را به سردی و بیخیالی متهم کرد
    شوهر با چشمان و روی درهم کشیده به زنش نگریست
    خنجری بیرون آورد و بر سینه زن گذاشت
    و با کمال جدیت گفت:
    آیا از خنجر می ترسی؟
    گفت: نه
    شوهر گفت: چرا؟
    زن گفت: چون خنجر در دست کسی است که
    به او اطمینان دارم و دوستش دارم
    شوهر تبسمی زد و گفت: حالت من نیز مانند تو هست
    این امواج هولناک را در دستان کسی می بینم که بدو اطمینان دارم و دوستش دارم!!
    آری! زمانیکه امواج زندگی تو را خسته و ملول کرد
    طوفان زندگی تو را فرا گرفت
    همه چیز را علیه خود می دیدی
    نترس! زیرا خدایت تو را دوست دارد
    و اوست که بر همه طوفانهای زندگیت توانا و چیره است..
    نترس
    بی خیال نداشته هایت..
    بی خیال غصه هایت..
    تازه اومدم سالن مطالعه خوابگاه.... با 2 تا کتاب و یه مقاله 16 صفحه ای ک باید برا 3 شنبه ارائه بدمش....... ولی دس به هیچ کدومشون نزدم...... اصلا نت برا خوابگاه چیز مفیدی نیس ب خدا........
    سلام عسیسم شما چطوری؟؟؟؟؟ ......هی بد نیستم اومدم اینجا کلی خندیدم بهتر شدم فک کنم باز معتاد شدم:14: ...... کلی درس دارم.... ولی از ازساعت 12 ک اومدم هنوز نتونستم برم کلی دلم برا اینجا تنگ شده بود.......
    ايشالا آواتار شمام به زودي باحال شه ..خرحه جند حدس غلط تو عكساي كودكيه
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا