E
پسندها
1,302

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • خخخ حاجت دارا بیان جلو خخخ احسان من؟من؟من چی؟
    حاجتا قاطی نشه یه وقت:black_eyed:
    التماس دعای فراوان اقااحسان...............اگه رفتین هیئت دعامون کنید:dadad4:
    اعتراف میکنم فیلم خابگاه دختران دیده بودم تنهایی تو اتاق تاریک خودشم نصفه دیدم دیگه تا صبح خابم نبرد بچه دبیرستان بودم...خخخخ...
    واااااااااااایییییییییی
    یادم رفت چی میخواسم بگم
    هانی جان نذار اینچیزا رو من خیلی تو اتاقم تهنا میشم میترسمممم :((((((
    احسان من بس ازین داستانا تعریف کردن واسم و فیلمای ترسناک دیدم ترسیده شدم خو :dadad4:
    اصا تا اطلاع ثانوی نمیام ایجا:smiliess (7):
    خخخخ...باشه ...اینم یک راهکار...دیگه نبینم از جن وخاندانشون نترسی هااااااااااااا....یوهااااااااااااااهاااااااااااااا
    من که میدونم دیشب رفتی پیش ابجی الهامت ترسووووووووووووووو
    سلام احسان عزیز
    ممنونم خیلی لطف کردین.واقعا زیبا بود . انشالله عزاداری های شما و همه ی مردم شهرتون قبول حق باشه.
    یه دنیا ممنون که به یاد من هم بودین.
    اره خیییییلی حتی از اسمش :ph34r-smiley:
    ینی تو نمیترسی؟؟:ph34r-smiley:
    جریان این جنا چیه انداختین به جون احسان؟؟؟
    نگید من میترسمممم:ph34r-smiley:
    که یک نوع جن محسوب میشی؟خخخ..

    خانم واقای جن ..کلن با برو بچ امشب برید اتاق احسان انگار تدارک دیده براتون...لطفا سم هاتونو نکشین رو فرش اتاقش..خراب نشه یک وقت
    اره پروفم خیلی خوشگل شده دستت درد نکنه از هر انگشتت صدتا هنر میباره ...خخخ...راستی جوگیرم نشو همش عسک یک خانم جن هستش دیگه میگم بیات تو خابت کامپیوترتو داغون نکنی...خخخ....هارد اکسترنال...
    ممنون احسان بابت امتیازا


    هاها
    تو باس هر طور شده تو تاپیک حضور داشته باشی
    حتی شده نتت قط باشه باس بری یه جایی یه نتی پیدا کنی پاشی بیای تو تاپیک جلوس کنی

    به فکر فانتزی مانتزی هم نباش
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ احسان دیفونه همشو بخونسااااا...فرداا ازت میپرسم..خنده دارن.خخخخخخخخ
    پسر : عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!
    دختر :‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا! راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای
    پسر : باشه عمه ملوک! بای……
    پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟
    دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟
    پسر : خیابون دربند. شما چی؟
    دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟
    پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟
    دختر : اسم فامیلی شما چیه؟
    پسر : من؟ حسینی! چطور؟
    دختر : چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
    پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..
    دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا