خو نشد خو
تا دوماه دیگه نمیمیرم ک...:|
حالا ک اینو گقتین منم بگم
خوابو میتونستم تحمل کنم
اما مامانم بیدار شد، بعد دید من بیدارم
بعد ی چی گفت تقریبا شبیه دعوا بود...منم ک کلا تحمل این حرفا رو ندارم:|
مجبور شدم برم دیگهههههه
حالا شما هی عذاب وجدان بده به ماااااااااااااا