سلام ویدایی
سلام ارشدی
سلام خانوم دکی(یکم صمیمی شدم ببخش:black_eyed
میگم این نگارو یاسی و لیلی و اذر کم پیدان............فقط منم که جوگیرم فک میکنم قبول میشم
هی میام خبر میگیرم..............والا اونایی که بهتر از من زدن اینهمه استرس ندارن که چی میشه
منی که قبول نمیشم هی دارم خودمو میکشم
میخواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود عشق, تنها در آغوش مادر خلاصه میشد بالا ترین نقطه ی زمین شانه های پدر بود بدترین دشمنانم, خواهر و برادران خودم بودند تنها دردم, زانو های زخمی خودم بود تنها چیزی که میشکست, اسباب بازی هایم بود...:riz304: