mw.ashel
پسندها
397

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • راستی خدا
    دلم هوای دیروز را کرده
    هوای روزهای کودکی را
    دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم
    آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد
    ... دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم
    الفبای زندگی را
    همه آبهای دریاها هم نمیتوانند یک کشتی را غرق کنند

    مگر اینکه در داخل کشتی نفوذ کنند

    بنابراین

    تمام نکات منفی دنیا روی شما تاثیر نخواهد داشت

    مگر اینکه شما اجازه بدهید...
    باغبانی پیرم

    که به غیر از گلها از همه دلگیرم

    کوله ام غرق غم است

    آدم خوب کم است

    عده ای بی خبرند

    عده ای کور و کرند و گروهی پکرند

    دلم از این همه بد می گیرد

    و چه خوب...

    آدمی می میرد.
    طول زندگی مهم نیست؛ این که چقدر عمر کرده ایم مهم نیست؛ این که عرض زندگی را چگونه طی کنیم مهم است.

    زندگی با کیفیت بهتر از زندگی طولانی بی هدف و بی ارزش است.
    خدایا حکمت قدمهایی را که برایم برمی داری برمن آشکار کن

    تا درهایی را که به سویم می گشایی ندانسته نبندم

    و درهایی که می بندی به اصرار نگشایم.
    آنقدر به انسان های روی زمین بی اعتماد شده ام،

    که میترسم وقتی ازخوشحالی به هوا می پرم،

    زمین را ازیر پاهایم بکشند!
    برایم نوشته بود :

    گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند

    شاید چون آرزوهایم بلندند ...

    ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید :

    امیدی هست ؛ چون خدایی هست ...

    آری ، وچه زیبا نوشته بود ...

    همواره با خود تکرار میکنم،

    امیدی هست ؛ چون خدایی هست ...
    این روزها در خودم به دنبال یک کلیک راست میگردم

    تا از خودم یک copy بگیرم و کنار خودم paste کنم...

    شاید از این تنهایی خلاص شدم...
    ماه من ، غصه چرا ؟!
    آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
    مثل آن روز نخست
    گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
    یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
    نه شکست و نه گرفت !
    بلکه از عاطفه لبریز شد و
    نفسی از سر امید کشید
    ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
    زیر پاهامان ریخت ،
    تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
    ماه من غصه چرا !؟!
    تو مرا داری و من
    هر شب و روز ،
    آرزویم ، همه خوشبختی توست !
    ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
    کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ...
    ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
    یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
    با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
    وبگو با دل خود ،

    که خدا هست ، خدا هست !
    امید خسته ام از پای ننشست ،
    نگاه تشنه ام در جستجو بود.
    در آن هنگامه دیدار و پرهیز ؛

    رسیدم عاقبت آنجا که او بود !
    ممنون از عكس قشنگت اما من بلد نبودم عكس بزارم. مرسي
    مرسی عزیز دلم
    شرمنده من ازاین عکس خوشگلا ندارم.
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا