دلتنگی هایت را از خودت بپرس.و نگران هیچ چیز نباش!
هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست!
نگران شکستن دلت نباش!
تو مرا داری ...برای همیشه!
هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد
هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای
هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!
درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!
دلم نمی خواهد غمت را ببینم ..می خواهم شاد باشی ...این را من می خواهم ...
تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا
من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)
و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...
نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی؟
اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن...