هانیه
پسندها
323

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • الهیییییی...مواظب خودت باش..هوا بس ناجوانمردانه سرد شده
    سلام هانیه خوبی؟:28:
    درسا خوبن؟:auizz3ffy9vla57584x
    :ph34r-smiley::ph34r-smiley:!!!!!!!!!!
    سلام ثبت نام کردی ازت راهنمایی میگیرم.ممنون.
    http://]Web hosting, domain names, VPS - 000webhost.com

    منم کنکور دارم اما بعد ازظهر سه ساعتی میام اینجا ،به همه ی کارام میرسم.....
    سلام هانی جونم
    خوبی اجی؟
    ممنون بابت امتیاز :28::riz304:

    بله مرضی راست میگه دیگه نبینم کسی خود بنی کنه به ادمین میگم ا؟!!!:New (6):
    هانی دیگه از خود بنی حرف نزنید که دلم میگیره

    اه
    اعصابم خورد میشه
    اشکم در اومد:dadad4:
    هانی بهم اس داد
    دیروز نبودم
    اومدم امروز دیدم یه خط گنده زدن رو اسمش ناراحت شدم

    هیچی نگو بهش ناراحت میشه
    :sad:
    سلام هانی جون خوبی

    دیدی شاشا بن شد

    دلم براش تنگ شد
    :sad::sad::sad:
    کسانی که زندگی خود را وقف بدست آورن منافع مادی و ثروت کرده اند

    به شما خواهند گفت که احساس خوشبختی را در اموال خود نمی یابند.

    خوشبختی هرگز انعکاس ثروتهای مادی یک شخص نیست،

    بلکه انعکاس ثروتهای معنوی و احساسی او است.

    خوشبختی انعکاس تعداد روابط دوستانه ای است که هر کس می تواند داشته باشد،

    انعکاس تعداد افرادی است که در طول زندگی خود توانسته خوشبخت و هدایت کند،

    و نتیجه قدرشناسی از داشته ها است و نه میزان نارضایتی از نداشته ها.

    قدردان داشته هایتان در زندگی باشید

    و تا می توانید در خوشبختی و هدایت دیگران تلاش کنید

    و زندگیتان را بخاطر آنچه که هم اکنون هست دوست بدارید...:riz304:
    به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم،فهمیدم که بیمارم ...............
    خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
    زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.
    آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود
    کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.




    به ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم وآنها را در آغوش بگیرم.
    بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم
    فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراترببرم.
    زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طو ل روز با من سخن می گوید نمی شنوم
    خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد. به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم.
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا