NB92
پسندها
13

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • سبز... زرد... سفيد... آبي... امروزم يه بسته نارنجي خريد. مادر بزرگ هر شب به ياد تو باروني ميشه. بعد... بعد با قرصاش يه رنگين کمون مي سازه. دکتر همين ديروز گفت شکر خدا هيچ مشکلي نداره اما... اما خودش اسرار مي کنه ناخوشه. مي دوني منم احساس مي کنم که حق با مادر بزرگه دکتر اشتباه مي کنه. پير زن بيچاره گذشته اش درد مي کنه. هيچ دکتري هيچ وقت اين درد رو تشخيص نميده.
    سبز... زرد... سفيد... آبي... حالا هم نارنجي. اين رنگين کمون امشب مادر بزرگه براي فراموشي خاطرات تو. لابد فکر مي کنه هر چي بيشتر قرص بخوره سريع تر فراموش ميکنه. حداقل... حداقل يه بار بيا به خوابش. چي ميشه؟ بيا بهش بگو. بگو اين رنگين کمون نه دردي از اون دوا مي کنه نه پلي ميشه برا برگشتن تو. مادر بزرگ رو به عکسات ميشينه. نيگات ميکنه. باروني ميشه. دلش، چشماش... دستاشو به طرف تو دراز ميکنه اما دستش به تو نميرسه و دوباره سبز... زرد... سفيد... آبي... و نارنجي...
    فقظ همين امشب از اين پل رنگين کموني عبور کن. به دنياي اون بيا. فقط برا چند لحظه. دستاشو نگير اما حالشو خوب کن. حالشو خوب کن.
    بي بي انگار شبيه ما نيست. هنوز چراغي در کوره راه هاي دلش سو سو مي زنه. نمي دونم چه فرقي با من و ما داره که هنوز براي برگشتنت نذري مي ده. انگار هنوز اميد داره. يک روز، يک نفر شبيه تو در خونه رو بزنه. امسال هم مثل هر سال، بوي سبزي هاي تازه، حياط را پر کرده بود. بي بي گوشه ي حياط نشسته بود و با تسبيح دانه درشتش ذکر مي گفت. کاسه هاي سفالي چيده شده گوشه ي ايوون بوي نعنا داغ و پياز داغ. و احساسم انگار بدهکار بود به اين حال و هوا. هوايي که مي خواست همه چيز را آماده ي ديدنت کنه. راستي تو کجايي که بعد از اين همه سال هنوز بوي اين آش به مشامت نرسيده؟ تا از راه برسي و بخار اين کاسه ي آش رو نفس بکشي و بپرسي: چه خبر؟ و من باز به لبخندي مهمانت کنم و تو رد جوابت رو از انتهاي حال خوشم بگيري. تا آش بهانه اي بشه براي تمام آرزو هاي بر باد رفته مان. دغدغه اي بشه تا از يادمون نري. و بي بي زندگي ام هي سبزي پاک کنه و آش بپزه و بغض کنه. اين آخر قصه نيست. آخر قصه رو هيچ کس نمي دونه.
    سلام اجی گلم
    مرسیییییییییییییییییییییی عزیزم:thanks::bunnyearsmiley::rose::28:
    مرسی عزیززممم... خیلی قشنگن همشون ... :riz304:
    اولین عصرونه ی دوستیمون....:rolleyessmileyanim:

  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا