mw.ashel
پسندها
397

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • سلااااااام زهراجونم.. خوبی عزیزم؟ قبولیتو بهت تبریک میگم خییییییلییییییییی خوشحال شدم...:4d564ad6: امیدوارم همیشه لبت خندون، دلت شاد و زندگیت مملو از ارامش باشه...
    دوستت دارم بووووووووسسسسس:(40):
    نگرانی هایت را بر برگ های درختان آویزان کن، جند روز دیگر می ریزند..
    پاییز مبارک
    زرد است که لبریز حقایق شده است
    تلخ است که با درد موافق شده است
    شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی
    پاییز بهاریست که عاشق شده است....
    اولین روز دبستان بازگرد
    کودکی های قشنگم باز گرد
    کاش می شد باز کوچک می شدیم
    لا اقل یک روز کودک می شدیم
    یاد آن آموزگار ساده پوش
    یاد آن گچ ها که بودش روی دوش
    ای معلم نام و هم یادت بخیر
    یاد درس آب و بابایت بخیر
    ای معلم! ای دبستانی ترین احساس من
    بازگرد این مشق ها را خط بزن

    مهر مبارک :)
    افسانه ی پاییز
    سالها از عمر زمین می گذشت؛ بهارها، تابستان ها، پاییزها و زمستان های زیاد!
    سالیان دراز ساکنین زمین را گمان بر این بود زرد رُخی زمین در پاییز به سبب رسیدن خزان است، غافل از این که هر بار که زمین به گرد خورشید دوری نو آغاز می کرد، آن گاه که سال از نیمه می گذشت، امیدش به داشتن ترانه ای زیبا رو به خاموشی می نهاد و از شرم نداشتن آن، رویش زرد می نمود.
    اما در یکی از این سالها،‌ نوزده روزی از خجلت زمین نگذشته بود که پروردگار عالمیان را طاقت طاق شد و شرم زمین را تاب نیاورد؛ ترانه ای تازه به زمین بخشید، ترانه ای بس زیبا و دلربا!
    چون پرده از این مهرِ آفریدگار بر مردمان زمین برداشته شد، به سپاس، آن ماه را "ماه مهر" نام نهادند. از آن پس دیگر زردی زمین در خزان از شرم نبود،‌ بلکه به سرور میلاد آن ترانه ی اعظم، در "مهر" به سبز و سرخ و زرد آذین می بست.


    بخند عزیزم دنیا خنده داره
    غصه به جز خنده دوا نداره
    بخند خدا دیدن لبخندشو
    روی لبای بنده هاش دوست داره
    :thanks:
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا