reza.n
پسندها
20

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • هيچي ديگه دعواي خواهر برادري،زدمش،در حين فرار افتادم زمين مچ دستم برگشت
    شكستگي فقط يه دفعه اونم توي دعوا با داداشم
    ولي چيزاي ديگم بوده هه
    چيزي نگم بهترههههههههههه[img]
    اهان اره اروم بودم ولي بلايي نيست كه سرم نيومده باشه
    نخيرم شيطون بودي
    قيافت داد ميزنه كه شيطون بودييييييييييييي
    اصلا مگه پسر مظلوم و ارومم پيدا ميشههههههه؟؟!!!!!!
    خو حواسم نبود...دیگه برم بخوابم.فردا باید برم دانشگاه کار دارم.شب خوش....به بقیه سلام برسون:sarma:
    اووووه.کی میره این همه راهووووو:wacsmiley:
    باشه.جدا تشنمه ولی.آب...یکی آب بیاره بده به من:sad:
    نه.تازه شام خوردم حس چایی نیست.یه لیوان آب بده فقط.تشنمه خیلی:tsimuzpzwoap1t9y3o7
    خب میذاشتی باشه.ایده هاتو میدیدیم:idea_majidonline:
    من چه میدونستم.عجباااا:smilies:
    اینو یادم رفت بگم...من یه چی گفتم حالا.کی خواست بره الان چایی بریزه.والا:65d6a5d6s:
    واسه چی عکس دسکتاپت مثل مال منه؟؟:sdasdasd:چرا کره زمینه؟؟:smilies-azardl (12)تازه.اونروز این شکلی نبود که.خیلی شلوغ پلوغ بود دسکتاپت...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا