hebe.nurse
پسندها
231

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • عکسه رو اگه میخوایش واست بفرستم. :)
    اون برفه الآن نصبه، خیلی می چسبه تو این زمستون.
    نه که خیلی زمستونمون زمستونه، لااقل از عکسش لذت ببریم :)

    در مورد دستکتاپت؛
    بعضی وقتا سالی ماهی سکندری یهو مشکل رجیستری واسه ویندوز پیش میاد (من تاحالا واسم پیش نیومده)، یا ممکنه یهو هاردت ریست بشه (یه بار واسه خودم پیش اومد)، یا یه ویروس ملعون بیافته تو سیستمت (واسم تاحالا پیش نیومده).. این باعث میشه دیگه ویندوز بالا نیاد، به هر نحوی.
    راه حلش چیه؟
    پاک کردن ویندوز و نصب ویندوز جدید.
    حالا چی میشه مگه؟
    درایو c ویندوزت فورمت میشه.
    بعدش چه اتفاقی میافته؟
    هیچی، کل اینهمه پوشه و اطلاعات و محتویات روی دسکتاپت پاک میشه.

    اینه که یکم زحمت به خودت بده تو درایوات پوشه درست کن و مرتب و منظم اطلاعاتت رو ذخیره کن، نه اینطور پخش و پلا وسط دسکتاپ
    A
    در تلاشیم که اساتید هم دعوت کنیم اما یکم سخته...
    A
    سلام
    اون هم به چشم دارم باچند روز پیش با رتبه 2 داخلی گفت و گو کردم برای عصرونه
    آخ دلم :25r30wi:
    میدونی چی شد؟ حسنا امتیاز داد گفت خیلی بدی دلم خواست (پیتزا)
    منم نمیدونم چی شد فکر کردم تویی، گفتم میام تهران واست میخرم :25r30wi:

    خداااااا من چقدر خنگولم :riz481:
    وووووووی چه تدارکاتی هبه دستوت دردنکنه. زین پس تو را قائم مقام خویش دراین سایت خواهم کرد باشد که رستگارشوی
    ولی جون تو راه نداره تو باید بن شی بزار من ادمین بشممممم:thumbsupsmileyanim:
    فدات هبه جونم.....اره والا خداعقل بده بهشون....

    قلفونت نازی دختر


    ]
    چرا عزیزم . دوساعت قبل از خوندن خطبه بابا مرخص شدند . بدون بابا که محال ممکن حاضر میشدم

    خواهش میکنم گلم :28:
    نه دیگه اینقدر رو هواست که یه بار 1 آبان من پرداخت کردم، حذف شده از تو سیستم، 24 آبان دوباره خودش رفته پرداخت کرده بانک (بنده خدا قبض جریمه تو دستشه، و از همه جا بی خبر)، قبضش هم رسید کردن و پول هم ازش گرفتن!!! :thumbsupsmileyanim:
    یعنی جریمه اون دوبار پرداخت شده، جریمه من هیچ بار و دوبرابر شد و آخرش هم کلش بخشیده شد :25r30wi:
    تقدیم به مهمونای خوبم که پروف بنده را مزین نمودند
    به خصوص آشنایان و دوستان نزدیک ادمین :whistle: (اصلن منظورم مریم نبودا)
    هبه تو که درو روت قفلم میکنن باز سرتو میندازی میای تو:image170:والا به چه زبونی بگم مهمون نمیخوایم:|
    تازشم اون روز خونه احسان ازون پفکای مسمومت دادی والا اینجا میایم گشنه برمیگردیم:|
    من از الان میگم اگه میخوای کاری واسم انجام بدی بده وگرنه من همون لحظه که ادمین شدم اولین کاری که میکنم بن کردن توئه:tonguesmiley:
    خخخخ سیگاری اگه داری هستم:))
    سلام هبه جان
    ممنون عزیزدلم.بروی چشم شیرینی هم میدم.
    هبه جان بابا بیمارستان بودن و همه چی عجله ای شد .نزدیک بود منم جا بذارن (:)
    شما حاجت هاا رو توی دل مهربونت بگو من امین میگم انشالله حاجت روا میشی.
    فردا پس فردا میریم قدمگاه اونجا حتما حتما برای هبه جان دعا میکنم:28::rose:
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا