الا که از همگانت عزیز تر دانمتو در چشم من همچو موجی
خروشنده و سرکش و ناشکیبا
که هر لحظه ت میکشاند به سویی
نسیم هزار آرزوی فریبا...
الا که از همگانت عزیز تر دانم
شکسته باد دلم گر دل از تو بردارم
در دیاری که درو نیست کسی،یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی ،کار کسی