مطالعه گروهی ارشد روانشناسی بالینی 94

اولویت شما برای شروع مطالعه کدوم یک از دروس است؟


  • مجموع رای دهندگان
    0
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

fada19990

New member
خطاي درجا ماندمي در ترسيم طرح هاي بندر كشتالت عبارتست از!
بكار بردن ويزكي هاي محرك قبلي در كشيدن طرح جديد
اشكال جدي در بازسازي تصوير با زاويه بندي درست
ابزار ناتواني در كشيدن صحيح طرح
كارهاي اضافي بدون دقت
 

marzieh88

New member
خطاي درجا ماندمي در ترسيم طرح هاي بندر كشتالت عبارتست از!
بكار بردن ويزكي هاي محرك قبلي در كشيدن طرح جديد
اشكال جدي در بازسازي تصوير با زاويه بندي درست
ابزار ناتواني در كشيدن صحيح طرح
كارهاي اضافي بدون دقت

گزینه 1 میشه فکرکنم
 

javadoo

New member
سوالا رو خودم طرح کردم حین مرور خواستم به دوستان هم کمکی کرده باشم

سوالا رو با صفحه می نویسم که خودتون جک کنید

1.ص 515

2.ص 126

3.ص 248 قسمت چند هشدار، فکر نکنم درمان فمنیستی سوءاستفاده داشته باشه چون رابطه درمانی تو درمان قمنیستی مساوات طلبانه است

4.ص 512 و 511 که میشه باهم ترکیب کرد و اینکه درمان گشتالتی نوعی در مان وجودی هست

5.ص 197

6.ص 375

7.مثال از هیلگارد گرفته شده 540

8. ص328 لطفا تا اخر صفحه رو بخونید

9.ص 219 به بعد

10.ص 85


من یه سری تست اتمرم داشتم اگه کسی از دوستان استرس می گیره یا اذیت میشه خوب بیخیالش میشم.:smiliess (3):
 

marzieh88

New member
:rolleyessmileyanim:
سوالا رو خودم طرح کردم حین مرور خواستم به دوستان هم کمکی کرده باشم

سوالا رو با صفحه می نویسم که خودتون جک کنید

1.ص 515

2.ص 126

3.ص 248 قسمت چند هشدار، فکر نکنم درمان فمنیستی سوءاستفاده داشته باشه چون رابطه درمانی تو درمان قمنیستی مساوات طلبانه است

4.ص 512 و 511 که میشه باهم ترکیب کرد و اینکه درمان گشتالتی نوعی در مان وجودی هست

5.ص 197

6.ص 375

7.مثال از هیلگارد گرفته شده 540

8. ص328 لطفا تا اخر صفحه رو بخونید

9.ص 219 به بعد

10.ص 85


من یه سری تست اتمرم داشتم اگه کسی از دوستان استرس می گیره یا اذیت میشه خوب بیخیالش میشم.:smiliess (3):
خیلی ممنونم
 

javadoo

New member
:j58r36j3gcr4suxymupعاقو من یه بار دیگه فصل درمان شناختی رفتاری (قسمت کاربرد در زمینه خانواده درمانی)روخوندم قانع شدم
ولی در مورد اونیکی سوال: تو فصل گشتالتی نوشته درمانگرا نگران سواستفاده از قدرتن و تو فصل فمینیستی نوشته نسبت به سو استفاده از قدرت خیلی حساسن ، شاید منظور آقا جوادووو همین بوده ،ولی به نظرم سوال منصفانه ای نیست:5:


قبول دارم سوالو بد طرح کردم بهتر بود اینجوری طرح میشد

نگرانی عمده کدام درمان سوءاستفاده از قدرت در رابطه درمانی است؟

عذر منو بپذیرید:riz304:
 

marzieh88

New member
قبول دارم سوالو بد طرح کردم بهتر بود اینجوری طرح میشد

نگرانی عمده کدام درمان سوءاستفاده از قدرت در رابطه درمانی است؟

عذر منو بپذیرید:riz304:
من نمیدونستم خودتون طرح کردید وگرنه اینو نمیگفتم، نسبت به تست داوطلب طرح کرده که عاااااااااااااالی بود
اختیار دارید
 

fada19990

New member
سوالا رو خودم طرح کردم حین مرور خواستم به دوستان هم کمکی کرده باشم

سوالا رو با صفحه می نویسم که خودتون جک کنید

1.ص 515

2.ص 126

3.ص 248 قسمت چند هشدار، فکر نکنم درمان فمنیستی سوءاستفاده داشته باشه چون رابطه درمانی تو درمان قمنیستی مساوات طلبانه است

4.ص 512 و 511 که میشه باهم ترکیب کرد و اینکه درمان گشتالتی نوعی در مان وجودی هست

5.ص 197

6.ص 375

7.مثال از هیلگارد گرفته شده 540

8. ص328 لطفا تا اخر صفحه رو بخونید

9.ص 219 به بعد

10.ص 85


من یه سری تست اتمرم داشتم اگه کسی از دوستان استرس می گیره یا اذیت میشه خوب بیخیالش میشم.:smiliess (3):
مررررسي دكتر،اكه ميشه از اتمر هم سوال بزاريد ،جون من كتابشو ندارم ،حداقل جندتا نكته ازش ببينم موقع كنكور شوكه نشم!
 

marzieh88

New member
بچه ها من این تستو نمیفهمم!کسی میتونه توضیح بده واسم:
کدام گزینه جز تظاهرات محیطی اضطراب محسوب نمیشود؟
1)اتساع مردمک ها
2)تشدید رفلکس ها
3)دل آشوب
4)احساس خفگی(عطش هوا)
 

fada19990

New member
بچه ها من این تستو نمیفهمم!کسی میتونه توضیح بده واسم:
کدام گزینه جز تظاهرات محیطی اضطراب محسوب نمیشود؟
1)اتساع مردمک ها
2)تشدید رفلکس ها
3)دل آشوب
4)احساس خفگی(عطش هوا)
تو كابلان تو يه جدول ابوينا رو نوشته بايد حفظشون كني،فصل اختلالات خلقي
 

fada19990

New member
سه موضوع همكرا ،جارجوب مفهموي را براي ارتباط بين رويكردهاي رفتاري و انسان كرا تا مين ميكنند،كداميم از موارد زير جز سه موضوع همكرا نمي باشد!?
تمركز بر رويكرد عمل كرا
توجه به فرايندهاي شناختي و معناي شخصي و ذهني
تاكيد بر نقش مسوليت بذيري براي رفتار خود
تسلط بر موقعيت
 

fada19990

New member
خودمختاري كاركردي از نظر البورت كدام است!?
انكيزه هاي مسبب رقتار
انكيزه هاي خودكفا
صفات انكيزشي
صفات تاثير كذار
 

fada19990

New member
از ديدكاه راحرز افراد به وسيله جه نيازي هداين ميشوند?
نكهداري و بهبود خودبنداره
نكهداوي و بهبود خوداركانيزمي
شرايط ارزش و ارزيابي
دوستي و صميميت
 

seyyed reza

New member
نظر یک مشاور تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد در رابطه با نتایج وزارت علوم

رتبه 1 بالینی و عمومی : لیسانس فیزیک شریف
رتبه 2 بالینی : لیسانس مهندسی کامپیوتر
رتبه 5 بالینی : لیسانس مهندسی پتروشیمی
رتبه 7 بالینی : لیسانس مکانیک امیرکبیر
رتبه 14 بالینی : لیسانس شیمی شریف

بسیار جای تآمل داره

حقیقتا از اونجایی که من حدود 4 ساله به امر مشاوره کنکور ارشد روانشناسی مشغولم و به همان علتی که فرمودید (تغییر رشته ای بودنم) عده زیادی از دانشجویانی که تغییر رشته ای بوده اند به من مراجعه میکردند. چون فکر میکردند اگر کسی باشه که دقیقا شرایط اونها رو داشته و رتبه خوبی اورده احتمالا راهی که پیشنهاد میکنه مناسب اونها خواهد بود.
به همین علت در این سالها با دانشجویان خیلی زیادی کار کردم. در کل شاید حدود 2 الی 3 هزار نفر. مستقیم و غیر مستقیم. و تعداد خیلی زیادی از اونها تغییر رشته ای بودند. مشاهداتم در این چند سال چند نکته خاص رو برام روشن کرد.
یکی اینکه خیلی از بچه های تغییر رشته ای (بخصوص دوستان مهندسی) بیشتر برای حل مشکلات خودشون به رشته روانشناسی میان. خیلی هاشون از این گله دارن که روانشناسی که پیشش میرم حرف منو نمیفهمه. ذهن ساده ای داره و مثل من فکر نمیکنه ( شما که در مرکز مشاوره دانشگاه شریف مشغول بودین احتمالا بیشتر در جریان هستین). و من بعد از اینکه خودم هم چندین درمانگر رو امتحان کردم متوجه شدم خیلی بیراه نمیگن. خصوصا بچه هایی که از شریف میان خودتون میدونید که واقعا ذهن های پیچیده ای دارن. قانع نمیشن. نمی پذیرن. دنبال چالشن و ... ( شاید بدونید که خیلی از اونها هم به فلسفه تغییر رشته میدن). و فکر میکنم این واقعا یک معضل هست برای بچه ها. حالا یا پیش روانشناسی یا روانپزشک ماهری نرفته بودن یا... نمیدونم. هر چه که بود خیلی شکایتها از این بود. یعنی همون سوال آخری که مطرح کردید : آیا جامعه روانشناسی نتوانسته برای این گروه از جامعه کاری بکند و آنها خودشان دست به کار شده اند؟

نکته دومی که خیلی به نظرم مهم هست و در مورد خود من هم صادق بود. و باز هم به مورد اول برمیگرده این بود که جای واحدهای روانشناسی در بین واحدهای رشته های دیگه بسیار خالیه . بخصوص رشته های فنی. ماهیت خشک این رشته ها باعث میشه که بچه ها کلا به طرف روانشناسی سوییچ کنند. من نظرم این هست که اگر بین 10 تا 20 واحد روانشناسی برای بچه های فنی گذاشته بشه که در واقع محور این واحد ها حول شناخت خود و شاید مهارت های اولیه زندگی (مثل غلبه بر خشم) باشه خیلی از این تغییر رشته ها اتفاق نمی افته. خصوصا چون خودم در بین بچه های شریف بوده ام مشکلات خیلی خاصی گریبانگیر این بچه هاست. کمال گرایی های وحشتناک به همراه سرخورده شدن در دانشگاه. این بچه ها همیشه تا سال آخر دبیرستان در مدارس خودشون رتبه های تاپ بودند. ولی وقتی میان دانشگاه می بینین هرچقد تلاش میکنن هنوز 100 نفر بهتر از اونا در و دوره شون وجود داره. همون طور که میدونین تعداد خودکشی هم کم نداریم در این دانشگاه . خودکشی هایی که به علت هایی مثل " استاد فیزیک بهم نمره نداد و معدلم کم شد" اتفاق افتاد . این جمله دقیقا در نامه یکی از دانشجویانی که متاسفانه چهارسال پیش فوت کردن آورده شده بود. این بچه ها واقعا بچه های حساسی هستن. بسیار شکننده. باید از روز اول براشون آموزشهای ویژه گذاشته بشه تا اینقدر خلا خودشناسی رو حس نکنند.


نکته سوم اینکه با تمام این مسایلی که عرض کردم فکر میکنم آمدن بچه های تغییر رشته ای خصوصا فنی به روانشناسی تا الان نتایج خوبی داشته. هم برای خودشون و هم برای جامعه روانشناسی. البته باید تحقیق و بررسی بشه.
البته در مورد تغییر رشته هایی از زبان، الهیات ، ادبیات ، هنر و ... تا الان موارد آنچنان موفقی نداشتم. و معمولا وقتی هدفشون رو از تغییر رشته می پرسم کار و درآمد رو مطرح میکنن. که در مورد فنی ها به هیچ عنوان مساله کار و درآمد بیشتر مطرح نمیشه.

اما قطعا ورود بچه های فنی به روانشناسی به دنبالش وارد شدن بیشتر تکنولوژی رو به همراه میاره. و در مورد این افراد، شاهد این هستیم که حداقل فصل 4 پایان نامشون توسط خودشون انجام میشه ( در اشاره به صحبت هایی که در کنگره امسال مطرح شد). اما نکته ای که هست اینه که باید دید واقعا معلومات روانشناسی شون به اندازه بچه های روان شناسی هست یا نه. که در این مورد کاملا دو جواب بله و خیر وجود داره.
بهرحال بر کسی پوشیده نیست که نیم بیشتر دانشگاه های کشور از اساتید خوبی برخوردار نیستن و همچنین فضای زیادی برای آموزش وجود نداره. باز هم بواسطه کارم که زیاد با دانشجوها سرو کار دارم، موارد بی شماری بوده که تمام درسها رو با نمره خوب پاس کردن ولی الان حتی مفاهیم خیلی خیلی ساده رو بلد نیستند. و واقعا برای شروع خوندن برای کنکور ارشد تفاوتی با بچه هایی که از رشته های دیگه میان (به لحاظ معلومات)، ندارند. و این واقعا جای تاسف و تامل داره. این داستان کلیشه ای که ای 20 صفحه ای به بچه ها دادن و ازش برای آزمون اخر ترم سوال دادن. یا اساتیدی که در حد یک پاراگراف درس دادن و بقیه رو به کارگاهشون ارجاع دادن و ... . حرفم اینه که خیلی از بچه های لیسانس روانشناسی هم که من باهاشون سرو کار داشتم واقعا در حد اسم، مفاهیم رو می شناختن و نه بیشتر.
ه

خیلی ممنون بابت این مطلب. بسیار تامل برانگیز بود به نظرم. خانم مدیر چیزی که به ذهن قاصر من میرسه این هاست: :21:
میدونین مشکل از کجا شروع میشه که جامعه روان شناسی نمی تونه به نیاز این دسته از مراجعان *تراز اول* و دارای سطح افکاری بسیار متفاوت با عموم افراد جامعه، پاسخ بده؟ چرا تعداد کثیری از روان شناسان ( البته نه همه ، و حتی نه اکثر، بلکه فقط تعداد کثیری از روان شناسان) که عمری برای تحصیل این رشته صرف کرده اند نمی توانند این دسته از افراد رو قانع کنند؟ اون چیزی که به نظر قاصر بنده می رسه اینه که :
اولا: آموزش های دوره دبیرستان یکی از علل به وجود آمدن این مشکل و به عبارتی*درد بی درمان* است.
توضیح اینکه با عنایت به اهمیت دو درس زیست شناسی و فلسفه برای رشته ای همچون روان شناسی بهتر است متقاضیان ادامه تحصیل در این رشته به غیر از دروس تخصصی خود، آشنایی نسبتا عمیقی با زیست شناسی به منظور درک بنیان های زیست شناختی این رشته و همچنین به منظور درک هر چه بهتر افکار دسته ای از مراجعان، که به هیچ عنوان در زمره افراد عادی جامعه قرار نمی گیرند ،بلکه در قسمت دو درصد مثبت منحنی طبیعی قرار دارند و افکار وسوالاتشان متفاوت از دیگر مراجعان است، با علم فلسفه در حد ضرورت آشنایی داشته باشند. که این آشنایی با فلسفه تحقق نمی یابد، مگر اینکه فراگیری ریاضیات به عنوان مقدمه آشنایی عمیق با فلسفه وجود داشته باشد.پر واضح است که برای خواندن کتب فلسفی در اوقات فراغت هیچ نیازی به آشنایی با ریاضیات نیست اما به منظور آشنایی عمیق با این رشته علمی، قطعا باید فراگیری ریاضیات، مقدم بر آن باشد، در غیر این صورت این آشنایی با فلسفه در حد سطحی و گذرا خواهد بود که برای یک روان شناس آکادمیک بسیار پیش پا افتاده بوده و احتمالا سودی هم در پی نخواهد داشت.
اما ربط این دو درس با دوره دبیرستان چیست؟ ارتباط آشنایی یک روان شناس با زیست شناسی و فلسفه ( با مقدمه ریاضیات) دقیقا به این دوره بر می گردد که درس های نه چندان کارآمد این دوره ی تحصیلی در کشورمان متاسفانه و متاسفانه اگرهم مانع و مزاحم این آشنایی نباشند بالقطع و الیقین کمکی هم به این آشنایی نمی کنند.(بیشتر رشته علوم انسانی منظورم هست).

اما از طرف دیگر؛ آشنایی عمیق این مراجعان*تراز اول* با مباحث ریاضیات سبب می شود که در صورت علاقه مندی و پیگیری کتب فلسفی، درک درست و نسبتا عمیقی از مباحث فلسفه و به طور کلی معقولات داشته باشند.که این سیر مطالعاتی سبب ایجاد سوالاتی میشود که این افراد در جست و جوی پاسخ برای آنها از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. یکی از منابع ( البته فقط یکی از منابع ،ونه تنها منبع)که احتمال می دهند کمکی به ایشان می کند و اگر هم به طور مستقیم، پاسخی برای سوالاتشان نداشته باشد، حداقل یارای ایشان برای یافتن جواب خواهد بود مراجعه به روان شناس است.
حال آنکه شما روان شناسی را در نظر بگیرید که به هیچ عنوان (اقلا در سطح این مراجعش ) درک درست وصحیحی از علوم معقول نداشته است.( به واسطه عدم مطالعه علوم معقول).نتیجه می شود همین که می بینیم: رتبه های برتر روان شناسی از فنی و مهندسی ظهور می کنند. کلام به اندازه کافی طولانی شد. معذرت به خاطر اطاله کلام؛ اما به جهت اهمیت موضوع(البته به نظرمن)، توضیحات در فرصت های بعدی ادامه خواهد داشت.( فعلا کامل نیست لطفا قضاوت نکنید).
 
آخرین ویرایش:

marzieh88

New member
خودمختاري كاركردي از نظر البورت كدام است!?
انكيزه هاي مسبب رقتار
انكيزه هاي خودكفا
صفات انكيزشي
صفات تاثير كذار

خودمختاری کارکردی همون نبود که میشد انگیزه هایی که باعث رفتار میشن ولی تداوم رفتار مستقل از اوناست؟!لابد گزینه1 میشه
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا