rawy
New member
نظر یک مشاور تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد در رابطه با نتایج وزارت علوم
رتبه 1 بالینی و عمومی : لیسانس فیزیک شریف
رتبه 2 بالینی : لیسانس مهندسی کامپیوتر
رتبه 5 بالینی : لیسانس مهندسی پتروشیمی
رتبه 7 بالینی : لیسانس مکانیک امیرکبیر
رتبه 14 بالینی : لیسانس شیمی شریف
بسیار جای تآمل داره
حقیقتا از اونجایی که من حدود 4 ساله به امر مشاوره کنکور ارشد روانشناسی مشغولم و به همان علتی که فرمودید (تغییر رشته ای بودنم) عده زیادی از دانشجویانی که تغییر رشته ای بوده اند به من مراجعه میکردند. چون فکر میکردند اگر کسی باشه که دقیقا شرایط اونها رو داشته و رتبه خوبی اورده احتمالا راهی که پیشنهاد میکنه مناسب اونها خواهد بود.
به همین علت در این سالها با دانشجویان خیلی زیادی کار کردم. در کل شاید حدود 2 الی 3 هزار نفر. مستقیم و غیر مستقیم. و تعداد خیلی زیادی از اونها تغییر رشته ای بودند. مشاهداتم در این چند سال چند نکته خاص رو برام روشن کرد.
یکی اینکه خیلی از بچه های تغییر رشته ای (بخصوص دوستان مهندسی) بیشتر برای حل مشکلات خودشون به رشته روانشناسی میان. خیلی هاشون از این گله دارن که روانشناسی که پیشش میرم حرف منو نمیفهمه. ذهن ساده ای داره و مثل من فکر نمیکنه ( شما که در مرکز مشاوره دانشگاه شریف مشغول بودین احتمالا بیشتر در جریان هستین). و من بعد از اینکه خودم هم چندین درمانگر رو امتحان کردم متوجه شدم خیلی بیراه نمیگن. خصوصا بچه هایی که از شریف میان خودتون میدونید که واقعا ذهن های پیچیده ای دارن. قانع نمیشن. نمی پذیرن. دنبال چالشن و ... ( شاید بدونید که خیلی از اونها هم به فلسفه تغییر رشته میدن). و فکر میکنم این واقعا یک معضل هست برای بچه ها. حالا یا پیش روانشناسی یا روانپزشک ماهری نرفته بودن یا... نمیدونم. هر چه که بود خیلی شکایتها از این بود. یعنی همون سوال آخری که مطرح کردید : آیا جامعه روانشناسی نتوانسته برای این گروه از جامعه کاری بکند و آنها خودشان دست به کار شده اند؟
نکته دومی که خیلی به نظرم مهم هست و در مورد خود من هم صادق بود. و باز هم به مورد اول برمیگرده این بود که جای واحدهای روانشناسی در بین واحدهای رشته های دیگه بسیار خالیه . بخصوص رشته های فنی. ماهیت خشک این رشته ها باعث میشه که بچه ها کلا به طرف روانشناسی سوییچ کنند. من نظرم این هست که اگر بین 10 تا 20 واحد روانشناسی برای بچه های فنی گذاشته بشه که در واقع محور این واحد ها حول شناخت خود و شاید مهارت های اولیه زندگی (مثل غلبه بر خشم) باشه خیلی از این تغییر رشته ها اتفاق نمی افته. خصوصا چون خودم در بین بچه های شریف بوده ام مشکلات خیلی خاصی گریبانگیر این بچه هاست. کمال گرایی های وحشتناک به همراه سرخورده شدن در دانشگاه. این بچه ها همیشه تا سال آخر دبیرستان در مدارس خودشون رتبه های تاپ بودند. ولی وقتی میان دانشگاه می بینین هرچقد تلاش میکنن هنوز 100 نفر بهتر از اونا در و دوره شون وجود داره. همون طور که میدونین تعداد خودکشی هم کم نداریم در این دانشگاه . خودکشی هایی که به علت هایی مثل " استاد فیزیک بهم نمره نداد و معدلم کم شد" اتفاق افتاد . این جمله دقیقا در نامه یکی از دانشجویانی که متاسفانه چهارسال پیش فوت کردن آورده شده بود. این بچه ها واقعا بچه های حساسی هستن. بسیار شکننده. باید از روز اول براشون آموزشهای ویژه گذاشته بشه تا اینقدر خلا خودشناسی رو حس نکنند.
نکته سوم اینکه با تمام این مسایلی که عرض کردم فکر میکنم آمدن بچه های تغییر رشته ای خصوصا فنی به روانشناسی تا الان نتایج خوبی داشته. هم برای خودشون و هم برای جامعه روانشناسی. البته باید تحقیق و بررسی بشه.
البته در مورد تغییر رشته هایی از زبان، الهیات ، ادبیات ، هنر و ... تا الان موارد آنچنان موفقی نداشتم. و معمولا وقتی هدفشون رو از تغییر رشته می پرسم کار و درآمد رو مطرح میکنن. که در مورد فنی ها به هیچ عنوان مساله کار و درآمد بیشتر مطرح نمیشه.
اما قطعا ورود بچه های فنی به روانشناسی به دنبالش وارد شدن بیشتر تکنولوژی رو به همراه میاره. و در مورد این افراد، شاهد این هستیم که حداقل فصل 4 پایان نامشون توسط خودشون انجام میشه ( در اشاره به صحبت هایی که در کنگره امسال مطرح شد). اما نکته ای که هست اینه که باید دید واقعا معلومات روانشناسی شون به اندازه بچه های روان شناسی هست یا نه. که در این مورد کاملا دو جواب بله و خیر وجود داره.
بهرحال بر کسی پوشیده نیست که نیم بیشتر دانشگاه های کشور از اساتید خوبی برخوردار نیستن و همچنین فضای زیادی برای آموزش وجود نداره. باز هم بواسطه کارم که زیاد با دانشجوها سرو کار دارم، موارد بی شماری بوده که تمام درسها رو با نمره خوب پاس کردن ولی الان حتی مفاهیم خیلی خیلی ساده رو بلد نیستند. و واقعا برای شروع خوندن برای کنکور ارشد تفاوتی با بچه هایی که از رشته های دیگه میان (به لحاظ معلومات)، ندارند. و این واقعا جای تاسف و تامل داره. این داستان کلیشه ای که ای 20 صفحه ای به بچه ها دادن و ازش برای آزمون اخر ترم سوال دادن. یا اساتیدی که در حد یک پاراگراف درس دادن و بقیه رو به کارگاهشون ارجاع دادن و ... . حرفم اینه که خیلی از بچه های لیسانس روانشناسی هم که من باهاشون سرو کار داشتم واقعا در حد اسم، مفاهیم رو می شناختن و نه بیشتر.
ه
رتبه 1 بالینی و عمومی : لیسانس فیزیک شریف
رتبه 2 بالینی : لیسانس مهندسی کامپیوتر
رتبه 5 بالینی : لیسانس مهندسی پتروشیمی
رتبه 7 بالینی : لیسانس مکانیک امیرکبیر
رتبه 14 بالینی : لیسانس شیمی شریف
بسیار جای تآمل داره
حقیقتا از اونجایی که من حدود 4 ساله به امر مشاوره کنکور ارشد روانشناسی مشغولم و به همان علتی که فرمودید (تغییر رشته ای بودنم) عده زیادی از دانشجویانی که تغییر رشته ای بوده اند به من مراجعه میکردند. چون فکر میکردند اگر کسی باشه که دقیقا شرایط اونها رو داشته و رتبه خوبی اورده احتمالا راهی که پیشنهاد میکنه مناسب اونها خواهد بود.
به همین علت در این سالها با دانشجویان خیلی زیادی کار کردم. در کل شاید حدود 2 الی 3 هزار نفر. مستقیم و غیر مستقیم. و تعداد خیلی زیادی از اونها تغییر رشته ای بودند. مشاهداتم در این چند سال چند نکته خاص رو برام روشن کرد.
یکی اینکه خیلی از بچه های تغییر رشته ای (بخصوص دوستان مهندسی) بیشتر برای حل مشکلات خودشون به رشته روانشناسی میان. خیلی هاشون از این گله دارن که روانشناسی که پیشش میرم حرف منو نمیفهمه. ذهن ساده ای داره و مثل من فکر نمیکنه ( شما که در مرکز مشاوره دانشگاه شریف مشغول بودین احتمالا بیشتر در جریان هستین). و من بعد از اینکه خودم هم چندین درمانگر رو امتحان کردم متوجه شدم خیلی بیراه نمیگن. خصوصا بچه هایی که از شریف میان خودتون میدونید که واقعا ذهن های پیچیده ای دارن. قانع نمیشن. نمی پذیرن. دنبال چالشن و ... ( شاید بدونید که خیلی از اونها هم به فلسفه تغییر رشته میدن). و فکر میکنم این واقعا یک معضل هست برای بچه ها. حالا یا پیش روانشناسی یا روانپزشک ماهری نرفته بودن یا... نمیدونم. هر چه که بود خیلی شکایتها از این بود. یعنی همون سوال آخری که مطرح کردید : آیا جامعه روانشناسی نتوانسته برای این گروه از جامعه کاری بکند و آنها خودشان دست به کار شده اند؟
نکته دومی که خیلی به نظرم مهم هست و در مورد خود من هم صادق بود. و باز هم به مورد اول برمیگرده این بود که جای واحدهای روانشناسی در بین واحدهای رشته های دیگه بسیار خالیه . بخصوص رشته های فنی. ماهیت خشک این رشته ها باعث میشه که بچه ها کلا به طرف روانشناسی سوییچ کنند. من نظرم این هست که اگر بین 10 تا 20 واحد روانشناسی برای بچه های فنی گذاشته بشه که در واقع محور این واحد ها حول شناخت خود و شاید مهارت های اولیه زندگی (مثل غلبه بر خشم) باشه خیلی از این تغییر رشته ها اتفاق نمی افته. خصوصا چون خودم در بین بچه های شریف بوده ام مشکلات خیلی خاصی گریبانگیر این بچه هاست. کمال گرایی های وحشتناک به همراه سرخورده شدن در دانشگاه. این بچه ها همیشه تا سال آخر دبیرستان در مدارس خودشون رتبه های تاپ بودند. ولی وقتی میان دانشگاه می بینین هرچقد تلاش میکنن هنوز 100 نفر بهتر از اونا در و دوره شون وجود داره. همون طور که میدونین تعداد خودکشی هم کم نداریم در این دانشگاه . خودکشی هایی که به علت هایی مثل " استاد فیزیک بهم نمره نداد و معدلم کم شد" اتفاق افتاد . این جمله دقیقا در نامه یکی از دانشجویانی که متاسفانه چهارسال پیش فوت کردن آورده شده بود. این بچه ها واقعا بچه های حساسی هستن. بسیار شکننده. باید از روز اول براشون آموزشهای ویژه گذاشته بشه تا اینقدر خلا خودشناسی رو حس نکنند.
نکته سوم اینکه با تمام این مسایلی که عرض کردم فکر میکنم آمدن بچه های تغییر رشته ای خصوصا فنی به روانشناسی تا الان نتایج خوبی داشته. هم برای خودشون و هم برای جامعه روانشناسی. البته باید تحقیق و بررسی بشه.
البته در مورد تغییر رشته هایی از زبان، الهیات ، ادبیات ، هنر و ... تا الان موارد آنچنان موفقی نداشتم. و معمولا وقتی هدفشون رو از تغییر رشته می پرسم کار و درآمد رو مطرح میکنن. که در مورد فنی ها به هیچ عنوان مساله کار و درآمد بیشتر مطرح نمیشه.
اما قطعا ورود بچه های فنی به روانشناسی به دنبالش وارد شدن بیشتر تکنولوژی رو به همراه میاره. و در مورد این افراد، شاهد این هستیم که حداقل فصل 4 پایان نامشون توسط خودشون انجام میشه ( در اشاره به صحبت هایی که در کنگره امسال مطرح شد). اما نکته ای که هست اینه که باید دید واقعا معلومات روانشناسی شون به اندازه بچه های روان شناسی هست یا نه. که در این مورد کاملا دو جواب بله و خیر وجود داره.
بهرحال بر کسی پوشیده نیست که نیم بیشتر دانشگاه های کشور از اساتید خوبی برخوردار نیستن و همچنین فضای زیادی برای آموزش وجود نداره. باز هم بواسطه کارم که زیاد با دانشجوها سرو کار دارم، موارد بی شماری بوده که تمام درسها رو با نمره خوب پاس کردن ولی الان حتی مفاهیم خیلی خیلی ساده رو بلد نیستند. و واقعا برای شروع خوندن برای کنکور ارشد تفاوتی با بچه هایی که از رشته های دیگه میان (به لحاظ معلومات)، ندارند. و این واقعا جای تاسف و تامل داره. این داستان کلیشه ای که ای 20 صفحه ای به بچه ها دادن و ازش برای آزمون اخر ترم سوال دادن. یا اساتیدی که در حد یک پاراگراف درس دادن و بقیه رو به کارگاهشون ارجاع دادن و ... . حرفم اینه که خیلی از بچه های لیسانس روانشناسی هم که من باهاشون سرو کار داشتم واقعا در حد اسم، مفاهیم رو می شناختن و نه بیشتر.
ه
آخرین ویرایش: