مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

abtin13

New member
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود

ق
 

yara

New member
قرض است کارهای بدت نزد روزگار
یک روز اگر ز عمر تو ماند ادا کند

ص
 

eeeeeeehsan

New member
صدای چاوشان مردن آيو ... بگوش آواز هی جان کندن آيو
رفيقان ميروند نوبت به نوبت ... وای آن ساعت که نوبت وامن آيو

غ
 

eeeeeeehsan

New member
به به بابا طاهر خیلی خوبه.

دلم از دست ته نالانه نالان ... اندرون دلم خون کشته پالان
هزاران قول با ما بيش کردی ... همه قولان ته بالان بالان

حرف انتخابی
 

شفق بانو

New member
درون خانه ی خود هر گدا شهنشاهیست

قدم برون منه از حد خویش و سلطان باش

حرف انتخابی
 

abtin13

New member
شکستم توبه ام ساقی تو هم بشکن سر خم را
بزن سنگی به جام می که بشکن بشکن است امشب
ر
 

شفق بانو

New member
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

پیشتر زان كه چو گردی ز میان برخیزم

حرف انتخابی
 

IL-2

Well-known member

دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

ن
 

eeeeeeehsan

New member
خور از خورشيد رويت شرم دارد ... مه نو زابرويت آزرم دارد
بشهر و کوه و صحرا هر که بينی ... زبان دل بذکرت گرم دارد

زلف
 

eeeeeeehsan

New member
خب سه تا تاپیک شعر بازه آدم اشتباه می کنه دیگه!! :black_eyed:

حقيقت بشنو از پور فريدون ... که شعله از تنور سرد نايو

ا
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: IL-2

hebe.nurse

New member
الا یـا ایـها الـسـاقــی ادرکـاسـا و نـاول هـا
که بس جزووه نوشتم من، زده دستم چه تاول ها!
:black_eyed:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: yara

IL-2

Well-known member
الا یـا ایـها الـسـاقــی ادرکـاسـا و نـاول هـا
که بس جزووه نوشتم من، زده دستم چه تاول ها!
:black_eyed:
حرفی مشخص نشده بود با حرف آخر شرو کردم
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
حریف خانه و گرمابه و گلستان باش

س
 

yara

New member
سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد

اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد

ی

- - - Updated - - -

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد

اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد

ی
 

abtin13

New member
یئل اسدی گون توتولدی ظلمت فضایه گلدی
خون حسین بوغازدان جاری اولان زمانی

ن
 
بالا