بچه ها شما ها با والدینتون مشکل ندارین؟
بهتون گیر نمیدن ؟
شما چکار میکنید؟
دهه60ها بیشتر این مشکل رو دارن و درک میکنن من چی میگم لطفا بیاین نطراتتون رو بگین.....
مامان من بیشتر رو خورد و خوراکم حساسه تو هر مکالمه ای که باهم داریم مستقیم و غیرمستقیم تاکید داره که گشنه نمونم40):
ولی در کل بیشتر من به مامانم گیر میدم تا اون به من:sarma:
عصر اول ک اومدم خوابگا وسایلم و پتوم تهران بود ،پتو نداشتم. مامانم زنگ زد ک چیکار میکنی گفتم مامان امشب من پتو ندارم کلی هم غر زدم ک مامان باید به فلانی میگفتی من امشب دارم میرم کرج وسایلمو بیاره الان من چیکار کنم:smiliess (7): گفتم دیگه از یکی میگیرم و خدافظی کردیم.. خلاصه یکی از بچه ها ی پتو داد بهم و خوابیدم. فردا صب مامان زنگ زد گفتم مامان چرا دیگه دیشب بهم زنگ نزدی تو ک هرروز 3-4 بار زنگ میزدی?
گفت میترسیدم بگی پتوم خوب نیس سردمه تحمل نداشتم...:sadsmiley:
ینی الان ارزومه ببینم چش غره بره یا بگه گوشیو اینقد دس نگیر میدم اشغالی ببرش:dadad4:
غدا خوردن و نت رو که خو همه گیرن ولی نت رو بیشتر از همه
چقد نامرتن
البته حق دارن ما خیلیامون معتاد نت هستیم و ناهار و شامم به زور از پای نت کنده میشیم:dadad4:
بچه که بودیم خیلی گیر میدادن. البته اون دوره اکثر ننه بابا ها این شکلی بودن.
ولی الان خودم به دخترم زیاد گیر نمیدم. نصف روز اون مدرسه ست، اون نصفش هم که خونه ست من اداره م.
روزی یکی دو ساعت بیشتر نمی بینمش. الان هم که تو خوابگاهم هفته ای دو سه ساعت می بینمش. دلم براش تنگ شده ...:sad:
روجو مگه تو هم خوابگاهی شدی؟؟؟
الهی عزیزم،:tsimuzpzwoap1t9y3o7 تاسوعا عاشورا نزدیکه
بچه که بودیم خیلی گیر میدادن. البته اون دوره اکثر ننه بابا ها این شکلی بودن.
ولی الان خودم به دخترم زیاد گیر نمیدم. نصف روز اون مدرسه ست، اون نصفش هم که خونه ست من اداره م.
روزی یکی دو ساعت بیشتر نمی بینمش. الان هم که تو خوابگاهم هفته ای دو سه ساعت می بینمش. دلم براش تنگ شده ...:sad:
سر فرصت عسکاشو واسم بزاراره یکی دو روزه
من تا اخر ترم نمیرم، خونوادم میان بهم سر میزنن