هرگز عشق به جنس مخالف رو تجربه نکردم و همیشه برام خنده دار بود میدیدم یه دختر عاشق پسری شده و داره میسوزه...
تا اینکه..... تا اینکه چند روز پیش فهمیدم خودمم یه ماهه گرفتار این حسمو دارم باهاش مبارزه میکنم!!!
چون اولین تجربم هس نمیفهمیدم دارم دل میبندم و من تا ابد این حسو سرکوب میکنم چون کوچترین تناسبی نداریم باهم و من...
ومن هر بار که دربرابر ابراز علاقه اون حس خنثی نشون میدم....هزار بار توی خودم میشکنم!! و وقتی ناامیدی رو توی چشماش میبینم، از غرور خودم شرمنده میشم!!!
اما...اما این حس زودگذر که میدونم عشق نیست باید به خاطره ها بپیونده و هرگز اجازه نمیدم زندگیمو مختل کنه....
:14: اینجا اولین جاییه که بیان کردما...بین خودمون بمونه:tonguesmiley:
تا اینکه..... تا اینکه چند روز پیش فهمیدم خودمم یه ماهه گرفتار این حسمو دارم باهاش مبارزه میکنم!!!
چون اولین تجربم هس نمیفهمیدم دارم دل میبندم و من تا ابد این حسو سرکوب میکنم چون کوچترین تناسبی نداریم باهم و من...
ومن هر بار که دربرابر ابراز علاقه اون حس خنثی نشون میدم....هزار بار توی خودم میشکنم!! و وقتی ناامیدی رو توی چشماش میبینم، از غرور خودم شرمنده میشم!!!
اما...اما این حس زودگذر که میدونم عشق نیست باید به خاطره ها بپیونده و هرگز اجازه نمیدم زندگیمو مختل کنه....
:14: اینجا اولین جاییه که بیان کردما...بین خودمون بمونه:tonguesmiley: