میترسم از روزی که کاری کنم که خدا تو چشمام نگا کنه و بگه..دیگه دوستت ندارم...
میترسم از روزی که زمین گیر بشم و مایه ی سلب آسایش دیگران...
میترسم از روزی که بگم واای بر گذشته ای که تباهش کردم..
خدا کمک همه کنه ایشالا..اما راستی از تاریکی و سوسک هم خیلیییییییییییییییییییییی میترسم حتی بیشتر از کروکودیل!!!!