rawy
New member
Phone Booth
هم فیلم رو دیدم و هم تحلیلش رو شنیدم, تحلیل وال ای به نظرم خیلی خوب و کامل بود اما این فیلم به عقیده ی من خیلی جای بحث و باز کردن بیشتری داشت که تحلیلی که شنیدم جوابگو نبود, البته خودشون اشاره کردن که زمان کم داشتن ولی می شد تو همون تایم به مباحث مهم تر روانشناختی فیلم پرداخت.
شروع فیلم با اون آواز تاکید روی عصر ارتباطات رو نشون میده و بعد از شروع استفاده ی نابه جای انسان مدرن رو از این وسائل ارتباطی!
"زنگ تلفن باید جواب داده بشه" تو این دیالوگ زنگ تلفن من رو یاد صدای وجدان یا زنگ وجدان می ندازه, که باید جواب داده بشه, فردی که تماس گرفته داره استیو رو مجبور می کنه به پذیرش گناهانش و اعتراف به اونها و در واقع داره نقش وجدان نداشته اش رو بازی می کنه, و جایی که ازش می پرسه از من چی می خوای می گه "توجه کاملت رو"
وجدان کسی که خودش تصور می کنه به کسی آسیبی نرسونده و ظاهرا سعی به این کار هم داره و از کشته شدن اون مزاحم استقبالی نمی کنه, اما انجام یه گناه به نظر خودش کوچیک مسئله ای نیست و ادامش می ده به دلیل اینکه مخفیانه است, حالا یه وجدان سخت گیر پر سروصدا اسلحه به سمتش گرفته و می خواد که اعتراف کنه!
در آخر وجدان کار خودش رو به خوبی انجام می ده و استیو رو کنار همسرش برمی گردونه و می گه امیدوارم صداقتی که تازه پیداش کردی ادامه پیدا کنه, نمی خواد تشکر کنی, هیچ کس تا حالا اینکار رو نکرده.
و در آخر دوباره تاکید میشه که تلفنی که زنگ می خوره باید جواب داده بشه و این سعادت استیو هست که تلفنش هنوز زنگ می خوره و وجدانش هنوز زنده است, و چون هست و باید جوابگوش باشه, اعتراف می کنه و به صداقتش برمی گرده.
تمام این شواهد من رو مصر می کنه که اسم وجدان رو روی فرد تماس گیرنده بذارم و این نکته ای بود که تو فایل تحلیل بهش اشاره نشده بود و چون اون رو شنیدم چیزی بیشتر از اون به ذهنم نمیاد.
هم فیلم رو دیدم و هم تحلیلش رو شنیدم, تحلیل وال ای به نظرم خیلی خوب و کامل بود اما این فیلم به عقیده ی من خیلی جای بحث و باز کردن بیشتری داشت که تحلیلی که شنیدم جوابگو نبود, البته خودشون اشاره کردن که زمان کم داشتن ولی می شد تو همون تایم به مباحث مهم تر روانشناختی فیلم پرداخت.
شروع فیلم با اون آواز تاکید روی عصر ارتباطات رو نشون میده و بعد از شروع استفاده ی نابه جای انسان مدرن رو از این وسائل ارتباطی!
"زنگ تلفن باید جواب داده بشه" تو این دیالوگ زنگ تلفن من رو یاد صدای وجدان یا زنگ وجدان می ندازه, که باید جواب داده بشه, فردی که تماس گرفته داره استیو رو مجبور می کنه به پذیرش گناهانش و اعتراف به اونها و در واقع داره نقش وجدان نداشته اش رو بازی می کنه, و جایی که ازش می پرسه از من چی می خوای می گه "توجه کاملت رو"
وجدان کسی که خودش تصور می کنه به کسی آسیبی نرسونده و ظاهرا سعی به این کار هم داره و از کشته شدن اون مزاحم استقبالی نمی کنه, اما انجام یه گناه به نظر خودش کوچیک مسئله ای نیست و ادامش می ده به دلیل اینکه مخفیانه است, حالا یه وجدان سخت گیر پر سروصدا اسلحه به سمتش گرفته و می خواد که اعتراف کنه!
در آخر وجدان کار خودش رو به خوبی انجام می ده و استیو رو کنار همسرش برمی گردونه و می گه امیدوارم صداقتی که تازه پیداش کردی ادامه پیدا کنه, نمی خواد تشکر کنی, هیچ کس تا حالا اینکار رو نکرده.
و در آخر دوباره تاکید میشه که تلفنی که زنگ می خوره باید جواب داده بشه و این سعادت استیو هست که تلفنش هنوز زنگ می خوره و وجدانش هنوز زنده است, و چون هست و باید جوابگوش باشه, اعتراف می کنه و به صداقتش برمی گرده.
تمام این شواهد من رو مصر می کنه که اسم وجدان رو روی فرد تماس گیرنده بذارم و این نکته ای بود که تو فایل تحلیل بهش اشاره نشده بود و چون اون رو شنیدم چیزی بیشتر از اون به ذهنم نمیاد.