توازن Equilibrium-2002 امتیاز 7.6 از ده رو تو سایت IMDb گرفته
من بهش 6 امتیاز می دم
دوتا صحنه از فیلم که دوس داشتم: جایی که خانومی که متهم به تخلف بود رو جلوی آینه گرفت و بهش گفت : "به خودت نگاه کن" و در واقع خودش به خودش نگاه کرد و تکون خورد.
و جایی که پوشش پنجره رو باز کرد و بارون رو نگاه کرد.
حقیقتش اینه که شاید نه به اون حد اما مایی که تو ایران بزرگ شدیم این جو برامون خیلی غریبه نیست, ممنوعیت کم نداشتیم و ندارم
نکن, نبین, نپوش, نخند, نخون و ...
به طور کلی جوامع برای کنترل آدمها قوانینی رو خودشون برای خودشون می سازن که طوری که فکر می کنن درست تره زندگی کنند
اما اینکه این کار درسته یا نه رو نمی دونم!
سرکوب احساسات انسانی یا پذیرش هرج و مرج؟
حس شخصی خودم اینه که آره چارچوب باید باشه و حریم ها باید که حفظ بشه, اما نه به هر قیمتی.
یه دیکتاتوری که تو فیلم اسمش رو پدر می ذارن و من رو یاد لقب پیشوای هیتلر می انداخت, به چه حقی برای دیگران تعیین تکلیف می کنه که چه بکنند و چه نکنند؟
اسمش اینه که مخالف جنگ هستن, مانع جنگ هستن, احساس نباشه که خشم و کینه و حسد نباشه که جنگ نباشه
اما می جنگند و می کشند برای اینکه جنگ نباشه, کاری که امریکا الان داره انجام می ده!
و این فیلم نکته ها و نعمتهایی رو که داریم و به چشممون نمیاد رو بهمون رو نشون می ده, اینکه چقد فاجعه است که اگه یه روزی احساس انسانی جرم محسوب بشه و من با دیدن این فیلم یاد اختلال آسپرگر افتادم که برای اونها احساس جرم نیست, نعمتیه که ندارن و همونطور که خدا بنا به حکمت خودش دست, پا, چشم, گوش و ... رو از کسی می گیره, می تونه که احساس رو هم بگیره و مایی که داریمش متوجهه بودنش نیستیم.