زنگ تفریح ارشد روانشناسی

نظرتون چیه زنگ تفریح تا آزمون ارشد ۹۳ بسته شه؟؟


  • مجموع رای دهندگان
    0
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

aylinn

New member
پرند جون به اون دوتا کوچولو سلام منو برسون و از طرف من ببوسشون
210019_ndsht6wrzwgnpeo4.gif
 
آخرین ویرایش:

rawy

New member
میبینم مردمی که شاید 5 درصدشون هم مولانا نمیخونن و نمیدونن(خودم هم جزء اون 95 درصد) اهل کار و تلاش و کوشش هستن و کشورشون در اوج پیشرفت هاست
و کشوری همچون آمریکا رو هم میبینم که مثنوی در صدر پرفروش ترین کتاب هاش هست و وضعش به اون صورت هست...و نیکلسونی رو میبینم که باید بیاد و مثنوی رو برای ما جمع کنه و تصحیح کنه و ...!
مغلطه نمیکنم... نه میگویم وضع ما به دلیل نخواندن مثنوی است و نه وضع آمریکا بدلیل خواندن آن!
خود مولانا هم گفته است؛ گفته: ای بشر آشفته که زندگیت رنگ و بویی از خوشی نداره...همه هزاران نسخه برای زندگی دادن...من هم یه نسخه میدم...نمیگم قبول کن...میگم خواستی بهش عمل کن و نتیجه اش رو ببین
چشم داری تو، به چشم خود نگر / منگر از چشم حسود خیره سر
در ضمن خواهشا اشاره ای فرمایید از مولانا در شعر و یا نثر که منع کار و تلاش و کوشش کرده باشه!
یه بار دیگه هم گفتم؛ موج سوم درمانهای شناختی رفتاری در حال گسترش در سطح دنیا هست که معروف ترینشون act هست با تئوری پردازی جناب استیون هیز...باور بفرمایید شباهت 70 درصدی میبینید بین این مکتب و مکتب مولانا...به تازگی شنیدم که دکتر حمید حسن پور دادن مطالعه ی تطبیقی انجام میدن روی این دو مکتب.... یا دکتر علی صاحبی که فوق دکترای بیماری های اضطرابی رو دارن و نمایندگی ی ویلیام گلاسر رو در ایران دارن و از اساتید بنام روانشناسی ایران و حتی جهان هستند؛ بسیار روی مثنوی کار کرده اند و بسیار به اون اعتقاد دارن و حتی از قصه درمانی در کارهای خودشون استفاده میکنن

باید خودمون رو توبیخ کنیم...توبیخ کنیم و توبیخ کنیم که چنین گنجینه هایی داریم و ازشون غافلیم...حقمونه که ترکیه مصادره اش کنه! بخدا حقمونه...

شما می دونید که من خودم از عاشقای مولانام
هرچند خیلی زیاد باهاش آشنا نیستم
اما یکی از شعرهاش رو که تو همون سرچ بهش رسیدم رو تو پست بعد می ذارم
نه فقط مولانا, که اکثر مکتب های عرفانی و روحانی تاکیدشون روی خداست و منیت رو منع می کنند
و متاسفانه ما همون منیت رو حفظ کردیم بدون هیچ حرکتی
 

rawy

New member
تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
تدبیر به تقدیر خداوند نماند
بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند
حیله بکند لیک خدایی نتواند
گامی دو چنان آید کو راست نهادست
وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
استیزه مکن مملکت عشق طلب کن
کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر
کاین کام تو را زود به ناکام رساند
اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری
کاشکار تو را باز اجل بازستاند
چون باز شهی رو به سوی طبله بازش
کان طبله تو را نوش دهد طبل نخواند
از شاه وفادارتر امروز کسی نیست
خر جانب او ران که تو را هیچ نراند
زندانی مرگند همه خلق یقین دان
محبوس تو را از تک زندان نرهاند
دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست
تا هر که مخنث بود آتش برماند
حاشا ز سواری که بود عاشق این راه
که بانگ سگ کوی دلش را بطپاند
 

parand

Well-known member
شاید باورتون نشه و شاید خودمم باورم نشه (چون طبیعیه که آدم بترسه) اما خیلی دوس دارم بمیرم ببینم چی می شه :25r30wi:
هر وقت مردم بدونید من خوشحالم, برام غصه نخورید
ببینین آدمو به چه کارهایی وا می دارید, نه این درسته واقعا؟؟؟؟
من متولد 60 ام


وااای راویییییییییی این چه حرفیه؟؟؟؟؟؟؟؟
لایکم به معنای تایید حرفت نیست یعنی پستتو خوندم.................
ولی من انقد جوون دوستم که حد نداره.............
ایشالا 120 سال زنده باشی.........
 

rawy

New member

وااای راویییییییییی این چه حرفیه؟؟؟؟؟؟؟؟
لایکم به معنای تایید حرفت نیست یعنی پستتو خوندم.................
ولی من انقد جوون دوستم که حد نداره.............
ایشالا 120 سال زنده باشی.........

اگه دقت کنی من از تو جون دوست ترم
می خوام جونمو بردارم فرار کنم از اینجا :25r30wi:
 

mosaffa7

New member
تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
تدبیر به تقدیر خداوند نماند
بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند
حیله بکند لیک خدایی نتواند
گامی دو چنان آید کو راست نهادست
وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
استیزه مکن مملکت عشق طلب کن
کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر
کاین کام تو را زود به ناکام رساند
اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری
کاشکار تو را باز اجل بازستاند
چون باز شهی رو به سوی طبله بازش
کان طبله تو را نوش دهد طبل نخواند
از شاه وفادارتر امروز کسی نیست
خر جانب او ران که تو را هیچ نراند
زندانی مرگند همه خلق یقین دان
محبوس تو را از تک زندان نرهاند

دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست
تا هر که مخنث بود آتش برماند
حاشا ز سواری که بود عاشق این راه
که بانگ سگ کوی دلش را بطپاند

مرسی
بسیار زیبا بود
ولی من نمیفهمم کجاش نفی کار و تلاش و کوشش کرده؟؟؟
بحث بحث جبر و اختیار و قضا و قدر و سرنوشت و "رضا" هست
در کف شیر نر خونخواره ای / غیر تسلیم و رضا کو چاره ای
و در عین حال در آن داستان معروف در پایان میگوید:
گفت توبه کردم از جبر ای عیار
اختیار است، اختیار است، اختیار
و یا:
این که فردا این کنم یا آن کنم
خود دلیل اختیارست ای صنم

وان پشیمانی که خوردی زان بدی
ز اختیار خویش گشتی مهتدی

حالا این دو رو میشه با هم جمع کرد؟
گره کار در بحث جبر و اختیار نهفته...
راوی عزیز...گوش به حرف بیسوادانی نده که بحث جبر و اختیار میکنن...بحث جبر و اختیار رو از کتب کسانی مثل دانشمند بزرگ علامه محمد تقی جعفری پیگیری کنید...اونوقت هست که میبینید هیچ جا نفی کار و تلاش و کوشش نیست
مگر در خود قرآن نفرمود:
لیس للانسان الا ما سعی...
جهت روشن شدن بحث دانستن معنای کلماتی که در شعر فوق رنگی کرده ام ضروری است که نه در حد سواد و دانش بنده است و نه در حد حوصله ی بنده...(در ضمن اون قسمت ابی که خداست...از مفاهیم وجودی و اروین یالومی...)

موفق باشید
 
آخرین ویرایش:

parand

Well-known member
اگه دقت کنی من از تو جون دوست ترم
می خوام جونمو بردارم فرار کنم از اینجا :25r30wi:


فکر نکنم کسی به اندازه ی من جونشو دوست داشته باشه..........
بچه بودم همش میترسیدم کافی وبد دستمو ببیرم گریه میکردم که می میرم.............باید همش دلداریم میدادن.......
:25r30wi:
ولی امشب که واسه یه بنده خدایی نماز خوندم این قضیه رو از نزدیک حس کردم.............
یهو قلبم شروع کرد به تند تند زدن..........
 
آخرین ویرایش:

parand

Well-known member
راوووووووی یه حرف خوب بزن.........
امشب کلا تو فاز مرگ بودم..................
 

parand

Well-known member
راویییییییییییییییی .ساکت دختر..:smilies-azardl (12) البته منم خیلی دوس دارم بمیرم . :whistle:

راویییییییییییییییییییی تو 60؟ شوخییییی میکنی ایا؟
:21:

اینااااااااااااااااااااز تو دیگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینجا امکاناتمون کمه برج میلاد نداریم میرم از پشت بوم خودمو میندازم پایین....................
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا