| این داستان را بخونید, خالی از لطف نیست. |
این داستان را بخونید, خالی از لطف نیست.
خوش شانسـی؟
بد شانسـی ؟
کسی چــه میداند؟
پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم میزد . روزی آن اسب از دست پیرمردفرار کرد و در صحرا گم شد .
همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد ، به نزد او آمدند و گفتند : عجب بد شانسیای آوردی .
پیرمرد جواب داد : " بد شانسی ؟ خوش شانسی ؟ کسی چه میداند ؟"
چندی بعد اسب پیرمرد به همراه چند اسب وحشی دیگر به خانه ی پیرمرد بازگشت . اینبارهمسایگان با خوشحالی به او گفتند : " عجب خوش شانسی آوردی !"
اما پیرمرد جواب داد : " خوش شانسی ؟ بد شانسی ؟ کسی چه میداند ؟ "
بعد از مدتی پسر جوان پیرمرد در حالی که سعی میکرد یکی از آن اسبهای وحشی را رامکند از روی اسب به زمین خورد و پایش شکست . باز همسایگان گفتند : " عجب بدشانسی آوردی ؟ "
و اینبار هم پیرمرد جواب داد : " بد شانسی ؟ خوش شانسی ؟ کسی چه میداند ؟"
در همان هنگام ، ماموران حکومتی به روستا آمدند . آنها برای ارتش به سربازهای جواناحتیاج داشتند . از این رو هرچه جوان در روستا بود را برای سربازی با خود بردند ،اما وقتی دیدند که پسر پیرمرد پایش شکسته است و نمیتواند راه برود ، از بردن اومنصرف شدند .
"خوش شانسی ؟
بد شانسی ؟
کسی چـــه میداند ؟"
هر حادثه ای که در زندگی ما روی میدهد ، دو روی دارد .یک روی خوب و یک روی بد . هیچ اتفاقی خوب مطلق و یا بد مطلق نیست . بهتر است همیشه این دو را در کنار هم ببینیم .زندگی سرشار از حوادث است .
شانس همون حکمت خداست البته از نظرمن![]()
یعنی حکمت و شانس مترادفن ؟؟؟ اگه حکمت باشه ک دیگه شانس نیست حکمته
بله خداوند خودش میدونه برای هر کس چی تعیین کنه و صلاح همه رو بهتر از خودشون میدونه ، نمیتونیم بگیم اگه این کار از نظر من ب ضررم شده پس خدا خواسته ک من ضرر ببینم اصلا اینطور نیست خدا هیچوقت دوس نداره بنده هاش ضرر ببینن و در این صورت دیگه نمیتونیم بگیم شانس همون حکمت چون حکمت خدا برا آدم بدی نمیخواد و همش خوبیه و اینطوری بدشانسی دیگه وجود نداره و در اون صورت خوش شانسی هم وجود نداره ، درسته ؟؟؟؟
به نظرم شانس درصد کمی از زندگی ما انسانها رو رقم میزنه
بعضیا موفقیت های دیگران رو به خوش شانسی اونا و شکست های خودشونو به بد شانسی خودشون نسبت میدن. این جور افکار و اینجور ذهنیت ها فقط اینو میرسونه که میخواییم کارمونو توجیه کنیم.
یادمه بعد اینکه نتایج ارشد اومد و منم به لطف خدا و ائمه قبول شده بودم یکی از همیم بعد اینکه شنید منم قبول شدم وقتی داشت میرفت گفت خدا شانس بده دیگه. ملت خوش شانسن. در حالی که من میدونستم ایشون اون موقع هایی که من درس میخوندم همیشه تو گردش بودن. ولی خب منم هیچی بش نگفتم چون بقدر کافی ناراحت بودن از قبول نشدنش دیگه منم نباید اون موقع چیزی میگفتم بش.اگه بخواییم اسم اینو شانس بذاریم که فک کنم به بیراهه رفتیم.
بعضیا میگن من تو امتحان بد شانس بودم هر چی زدم نادرست شد دوستمم هر چی زد درست شد. در حالی که هر دو مون رو دو تا گزینه شک داشتیم. خیر به این شکل نیست. بزرگی میگه شانس همیشه سراغ ذهن های آماده میاد. قطعا دوست شما بیشتر از شما بلد بوده که گزینه هاش بیشتر از شما درست از آب در اومده.
نمونه های شانس تو زندگی:
ولی میشه گفت وقتی کسی قرعه کشی بانک رو با فقط مثلا 20000 تومان حساب برنده میشه میشه گفت خوش شانسه. یا وقتی اسم یکی در میاد تا بعنوان دانشجو به زیارت خانه خدا نائل بشه این نوعی شانسه
شانس فقط در مورد چیزی تعریف میشه که ما توش دخالت نداشته باشیم
وقتی من دخالتی تو قرعه کشی بانک ندارم و اسمم در میاد پس اون شانس یا اون اتفاق به نفع من بوده که میتونست به نفع دیگری هم باشه.
در کل شانس شاید کمتر از 5% زندگی ما انسانها رو تحت تاپیر قرار بده.
تو بقیه موارد همه چی دست خودمون بوده
و هر چی که دست خودمون بوده دیگه نمیشه روش اسم شانس رو گذاشت