مشاعره

bioelectric

Active member
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست

اینم از محمد علی بهمنی
 

bioelectric

Active member
دستی ز کرم به شانه ما نزدی
بالی به هوای دانه ی ما نزدی

دیریست دلم چشم به راهت دارد
ای عشق سری به خانه ما نزدی
 

BioScientist

New member
دستی ز کرم به شانه ما نزدی
بالی به هوای دانه ی ما نزدی

دیریست دلم چشم به راهت دارد
ای عشق سری به خانه ما نزدی

یک نامه به نامــــــم ننوشتـــــی مگر آخــــــــر
کاغذ به سمرقنـــــــد تو ای قند! به چند اســــت؟
 

bioelectric

Active member
بازم بهمنی!
دلم برای خودم تنگ میشود آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
 

mohana

Well-known member
از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی ، نه تاب سخن داریم
آوار ِ پریشانی ست ، رو سوی چه بگریزم ؟
هنگامه ی حیرانی ست ، خود را به که بسپاریم ؟
 

بارلی

New member
ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن
سایه‌ی دولت همه ارزانی نودولتان
من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن
 
بالا